یک بچه رو آورده بودن اورژانس، مادرش می گفت از ظهر که از خونه مادر بزرگش اومده گیجه و خیلی می خوابه!
یک نگاهی انداختم دیدم با تکون منم بیدار میشه اما درد رو حس نمیکنه ! گفتم مشکل دیگه ای نداشته؟
گفت نه فقط از دیروز اسهال!!
اینو که گفت فهمیدم مادر بزرگه کار خودشو کرده!!  گفتم نالوکسان بکشن (پادزهر تریاک)



پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:
SCRIBEFIRE6c6Stp9KSCRIBEFIRE
شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۸ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

- چند روز پیش رفتم اورژانس... همون اول کار یک ABG بهم خورد. پرستار سوزن رو هپارینه کرده بود و آماده و حاضر بود که من و یک هو بهم گفت، شما آقای دکتر میگیرین؟ منم گفتم خودم رو از تک و تا نندازم و گفتم بعله بدین الان میگیرم!! شانس اوردم که دقیقا شب پیشش یک manual از New England رو در مورد گرفتن ABG با فیلم مربوطه که توی سی دی مجله نوین پزشکی بود رو نگاه کرده بودم... اول که سرنگ رو دستم گرفتم دیدم سرنگ تزریق انسولین است با سر سوزن مشکی؛ گفتم خدا بخیر کنه دیشب تو فیلم که اینطوری نبود....بعدش رفتم بالای سر مریض، دوتا انگشت رو گذاشتم رو نبض رادیال که خوشبختانه خیلی قوی میزد... مثل این فیلمها در یک لحظه زمان وایستاد و انگار همه چیز اطرافم بیحرکت شد که سرنگ رو فرستادم تو و یک هو که دیدم خون روشن هجوم آورد تو سرنگ و گفتم به به که تمام شد. سریع سرنگ رو پرکردم وکشیدم بیرون که دیدم د بیا... یک هو خون روشن از سوراخ رو پوست با شدت زد بیرون و منم یادم رفت پنبه الکلی تمیز بیارم... به 1 و 2 دستم رو بردم کنار تخت و از طرف پنبه برداشتم و گذاشتم رو زخم تا خونریزی بند بیاد اما همون قدر کافی بود تا ملافه خونی بشه! منم برای اینکه زیاد 3 نشه . ملافه رو تا زدم زیر تخت و سرنگ دادم دست پرستار اورژانس و سریع صحنه رو ترک کردم...

- چند روز پیش طرح سراسری دادن قطره فلج اطفال به کودکان زیر 5 سال دوباره شروع شد و ما هم تو مرکز بهداشت باید به کودکانی که میومدن قطره فلج رو میدادی، دو نکتش جالب بود:
o یک پسر 3 ساله اومد که هر کاری کردیم قطره رو نمیخورد. و مامانش هی دنبالش میکرد.. و هی میچرخید تو مرکز... بعدش که من راهش سد کردم با صدای بلند و پرخاش گفت: میکشمت.... گفتم: اوووووه
o من نمیدونم این همه دفتر و دستک تو مراکز بهداشت چیه!! بعضی وقتها تکنولوژی واقعا چیز خوبی است....

سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٧:۳٦ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: بیمارستان

** دیروز یک چیزی فکرم رو مشغول کرده بود و اون هم این بود که این دستگاه الکتروکاردیوگراف را بر چه اساسی به بدن متصل میکنن؟ منظورم اینکه الکتروکاردیوگراف مجموعه از الکترود دارد که با رنگهای متفاوتی مشخص شده است. می خواستم ببینم که هر رنگ برایب چه قسمتی استفاده میشود.
بعد از یک گوگلیدن طولانی متوجه شدم که این رنگها بر اساس دو استاندارد اروپا و آمریکا به صورت قراردادی تعیین شده اند. این موارد به شرح زیر است


*** لیدهای اندامی ویا لید هایی که جهت مانیتورینگ به دستگاه الکتروشوک متصل میشوند:
استاندارد امریکایی AHA محل اتصال استاندارد اروپایی IEC
سفید دست راست قرمز
سیاه دست چپ زرد
قرمز پای چپ سبز
سبز پای راست سیاه
قهوه ای قفسه سینه سفید

و اشتقاق های سینه ای:


استاندارد امریکایی AHA محل اتصال استاندارد اروپایی IEC
قرمز C1 / V1 قرمز
زرد C2 / V2 زرد
سبز C3 / V3 سبز
آبی C4 / V4 قهوه ای
نارنجی C5 / V5 سیاه
صورتی C6 / V6 بنفش

*** جواب معمای 2 پست قبل همونطور که یکی از دوستان در کامنتها اشاره کرده بود این بود که وقتی در شهر یک گاری روی یک پیرمرد افتاده بود و داشت زیر بار گاری له میشد شهردار مادلن یا همون ژان والژان رفت زیر گاری و اون رو بلند کرد تا پیرمرد رو نجات بدن. در همین موقع بازرس ژاور از اونجا رد شد و این صحنه رو که دید با خودش گفت: فقط یک مرد که در تمام فرانسه میتونه این کار رو انجام بده و اونم ژان والژانه... (سر همون قضیه ای که ژان والژان تو زندان جلوی سقوط مجسمه بزرگ رو فرماندار گفت و بهش عفو خورد)

** فردا دوباره : روز از نو و روزی از نو

جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()

خرکی را به عروسی خواندند

خر بخندید و شد از قهقهه سست

گفت من رقص ندانم به سزا

مطربی نیز ندانم به درست

بهر حمالی خوانند مرا

کآب نیکو کشم و هیزم چُست

***

دو نفر دزد خری دزدیدند

سر تقسیم به هم جنگیدند

آن دو بودند چو گرم زد و خورد

دزد سوم خرشان را زد و برد

***

 فلفل هندی سیاه و خال مهرویان سیاه

 هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا

مردم دریاکنار و مردم دروازه غار

هر دو عریانند، اما این کجا و آن کجا

(بقیشم هم خود سانسوری)

***

من از روییدن خار سر دیوار دانستم

که ناکس، ک‌س نمی گردد به این بالا نشینی ها

من افتادن لاله به روی خاک دانستم

که ک‌س، ناکس نمی گردد بدین افتان و خیزان ها

***

حفظ صورت می‌توان کردن به ظاهر در نماز

روی دل را جانب محراب کردن مشکل است

مست نتوان کرد زاهد را به صد جام شراب

این زمین خشک را سیراب کردن مشکل است

می‌توان بر خود گوارا کرد مرگ تلخ را

زندگانی را به خود هموار کردن مشکل است

گفتگوی اهل غفلت قابل تاویل نیست

خواب پای خفته را تعبیر کردن مشکل است

با خیال خشک تا کی سر به یک بالین نهم ؟

دست در آغوش با تصویر کردن مشکل است

نیست از مستی، زنم گر شیشه‌ی خالی به سنگ

جلوه گاه یار را بی یار دیدن مشکل است

 

شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: شخصی