با سلام

امیدوار م در طول این چند روز که نتونستم آپ کنم . اوقات به کام شما باشد . درا ین چند روز من متوجه شدم که یک همکار وبلاگی هم دارم . که متاسفانه من با یک اقدام عجولانه موجب ناراحتی ایشان و خوانندگان وبلاگشان شدم که به همین خاطر از ایشون پزوش میطلبم و امیدوارم ایشون منو ببخشن!!

انسانها خالی از عیب نیستند و عیب من هم اینه که متاسفانه زود تصمیم می‌گیرم ! که باز همین موضوع برام دردسر شده . امیدوارم این دفعه رو این همکار عزیزم ( نمیتونم بگم دوست عزیزم چون نمیدونم ایشون بعد از این قضیه منو اصلا به عنوان یک همکارهم قبول داشته باشند)  به بزرگی خودشون می‌بخشن!! آدرشون هم یادم رفت البته تو لینکدونی هم گذاشتم http://yahoo2.blogfa.com

مطالب جدید هم به زودی میرسه !! بنابراین همچنان به وبلاگ دکتر سینوحه سر بزنید

 

جمعه ٢٦ فروردین ۱۳۸٤ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

یادون میاد در چند پست گذشته در مورد BTK براتون نوشتم . میخواستم بگم دو هفته پیش اونم دستگیر شد. به هر حال هیچ جنایتی پنهان نمی‌ماند .  کلاسهای درسی در خانه زندگی هم دوباره شروع شد. حدود 3 هفته ی می‌شد که تعطیل بودیم . البته ما از هفته پیش کلاسها را شروع کردیم. مشکل برنامه هفتگی ما اینکه که کمی تا قسمتی سوراخ سوراخه. کلاسهای پراکنده در ایام هفته که باعث می‌شود وقت هدر برود.  

دست سینما 4 برای روز جمعه درد نکند!! چرا؟ چون فیلم Dead Zone  یا منطقه مرده رو گذاشته بود. به نظر من که ترجمه بدی کرده بودنش . البته بعدا در زیرنویس فیلم اصلاح کردن. بهتر بود می‌گفتن خلاء. من از اون قسمت از فیلم خوشم اومد که شخصیت اصلی دست مادر قاتل رو گرفت و بهش گفت تو هم از میدونستی که پسرت قاتله !! اونم گفت تو از شیطانی و از جهنم اومدی!!

راستی یک نکته رو هم میخوام در مورد جلسات احضار ارواح بگم! جلساتی که در  خوابگاهها و خونه‌ها برگزار می‌شود و به صورت اینکه یک نعلبکی میزارن وسط و شروع به گرفتن ارواح میکنم تا 95 درصد چرت و الکی است. فقط این وسط یک دوست بدجنس وجود دارد که نقش روح رو بازی میکند و نعلبکی رو تکون می‌ده! برای احضار روح واقعی فقط یک چیز مهمه و اون هم استعداده. قدرت ارتباط با ارواح و یا با جهان ماوراء یک توانایی اکتسابی نیست بلکه یک استعداد است. از هر 10 نفر ممکن است یک نفر دارای این توانایی ذاتی باشد.  ضمنا این توانایی همیشه بروز نمیکند و انسان باید منتظر بماند تا روزی خودش بروز کند . سپس میتواند ان را تقویت کردهو در کنترل خود بگیرد .  بسیاری از مدیومهی بزرگ نیز همین شیوه  داشتند. بعدا در این مودر بیشتر صحبت میکنم!!

 

دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

 

 دیروز فیلم "داغ" Stigmata ( Stigma )   به دستم رسید و اون دیدم. فیلم محصول سال 1999 است و داستان دختری را روایت میکند که توسط یک روح اهریمنی تسخیر شده و شکنجه‌های حضرت مسیح در هنگام حلول روح در او بر او اعمال می‌شود. در نهایت این موجود اهریمنی بر اثر تلاشهای یک کشیش از بدن او خارج می‌شود. فیلم رو که دیدم به نظر اومد تقلیدی از فیلم جن‌گیر 1 باشد. ضمنا تبلیغی هم برای کیلسای کاتولیک بود. ماجرای فیلم از کلیسایی در برزیل شروع می‌شود ( برزیل بیشترین تعداد کاتولیکها جهان را دارد ) مثل جن‌گیر هم که از عراق شروع شده بود. و باز هم همان زومهای روی چهره افرادی که ناقص الخلقه اند یا مشکلی جسمانی دارند و سعی در ترسناک نشان دادن فضای فیلم در ابتدای آن. مراسم جن‌گیری هم مثل فیلم جن‌گیر و هردو هم ناموفق بود. باز هم فرد جن زده یک دختر بود و فرد جنگیر هم یک کشیش جوان!   اما به هر صورت فیلمش ارزش نگاه کردنو داره. اما قصدم از این بحث این مطرح کردن مسئله داغ‌ها بود. همونطور که قبلا در پست مجسمه‌های گریان گفته بودم داغ ها یکی از مسائل جالب مسیحیان است. افرادی هستند که به ناخود اگاه زخهایی در دست و پایشان پدید می‌آید و خونریزی شدیدی می‌دهد که محل انها محل‌ به میخ کشیدن حضرت مسیح است و یا از سرشان خون جاری می‌شود که باز هم محل قرارگیری تاج خاردار است. و یا بروی بدنشان بدون هیچ دلیلی آثار شلاق پدید می‌آید. در برابر این گروه افراد دو دسته می‌شوند : گروه موافقان که می‌گویند این زخمها نشانه ای الهی است و دلایل متعددی را بیان می‌کنند . از جمله بهبود نیافتن محل زخمها با اقدمات پزشکی . جاری شدن خون از آناه به کررات و.. اما دسته دوم که مخالفان و شکاکان هستند ( خودمم هم جز این دسته ام ) به این وقایع با دیده تردید نگاه می‌کنند. با این که قبول دارند که ها زخمهایی طبیعی نیست اما چرا این گونه زخمها فقط در مسیحیان ایجاد می‌شود؟ می‌توان گفت اعتقاد شدید ممکن است باعث ایجاد این زخمها در این افراد شوند. باید توجه داشت اکثر افرادی که داغ دارند از افراد بسیار مومن هستند. همانطور هم که می‌دانیم مغز ما قدرت زیادی دارد و می‌توان به جرات گفت ما هم اکنون تنها یک هزارم از توانایی مغز را کشف کرده ایم. ممکن است این افرا با فکر زیاد روی موضوع مصائب حضرت مسیح طوری عمل می‌کنند که زخمهایی در بدنشان ایجاد شده و از آنها خون جاری شود. البته نه از روی عمد اما با تلقین و فکر زیاد می‌توان این کار را کرد. وقتی مرتاضهای هندی با تزکیه نفس می‌توانند با یک بادام یک ماه زندگی کنن دو یا ضربان قلبشان را به 2 ضربه در دقیقه برسانند مسئله داغها هم امکان پیدا می‌کند. به هرحال نظر نهایی با شماست !!

این تصویر حقیقی است و متعلق به فیلم نمی باشد

جمعه ۱٩ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

سلام

 اول از همه شما عزیزان به خاطر پیامهای محبت انگیزتون تشکر میکنم. ضمنا پاسخ معما هم شهر سوخته بود. بعدا در مورد این شهر 5 هزار ساله به طور مفصل خواهم نوشت.

 

اما بحث امروز ما در مورد روح و اشباح و مسائل ماوراء الطبیعه در فرهنگ ایرانی است. در فرهنگ ایرانی مردم از دیرباز مردم اعتقاد به مسائل ماوراء الطبیعه داشته ودارند. البته از نوع خفیف. مثلا در شاهنامه ما به نام موجوداتی چون اکوان دیو و دیو سفید و.. بر میخوریم و همچنین انواع جادو ها از قبیل آتش زدن پر و ... . و همچنین حفاریهای که در مناطق باستانی از قبلا شهرسوخته ، جیرفت ، همدان و مناطق دیگر باستانی کشور انجام شده نشان داده مردم ایرانی همراه مردگان خود ظروف گلی و یا جواهرات را دفن می‌کنند و به تن آنها لباسهای نفیس می‌پوشاندند که این نشان‌دهنده این است که ایرانیان از دیرباز به مسائل متافیزیکی اعتقاد داشته اند. ( نمیدونم تو کتیبه ها در مورد این چیزی نوشته شده است یا نه ؟ این دیگه تو تخصص دکتر لئوی عزیز است ! ) 

 

اما در اعصار بعد این اعتقاد به تدریج قوت گرفت و در زندگی مردم بیشتر نمود پیدا کرد. حتی هم اکنون هم اعتقاد به شانس و دیگر مسائل سرچشمه از این مطلب است. البته این امر در ایران بعد از اسلام به شدت اروپا گسترش نیافت. شاید این به این دلیل بود که دین اسلام مسئله روح و جن را برای مردم حل کرده بود در حالی که این امر در فرهنگ اروپا هنوز به صورت یک راز باقی مانده بود. به همین دلیل است که کلیساهای قدیمی همواره محلی برای ترس و اختفای اجنه!!! است . اما مساجد قدیمی به علت معماری خاص  و فضای معنوی همواره مورد توجه مردم بوده است . در ایران همه گزارشات رویت اجنه به ندرت وجود دارد. جز قضیه چالدران ( در پست های قبلی در این مورد نوشته بودم ) و چند مورد محدود دیگر دیگر گزارشی از رویت روح و اشباح نداریم. البته در هر شهر و منطقه‌ای قبرستانهایی داریم که مورد ترس و وحشت مردم بوده است. مثلا در همین سفری که به سیستان داشتم از زبان یکی از افراد محلی اونجا شنیدم که در قدیم در اطرف شهرستان زابل قبرستان قدیمی بوده است که اسبها با رسیدن به آنجا بی‌دلیل توقف نموده و از درون قبرستان عبور نمی‌کردند. ( این رفتار حیوانات که بر اثر وجود اجنه و ارواح ناآرام است در اروپا هم گزارش شده  است. بعدا به تفصیل در این مورد می‌نویسم ).  شنیده‌اید مردم قدیمی می‌گفتند شبها در قبرستان هرکس بخوابد صبح می‌میرد. و همچنین شبها قبرستان ترسناک می‌شود. علت این امر را می‌توان به گاز متان متصاعد شده از اجساد نسبت داد که باعث می‌شود که اکسیژن هوای قبرستان کم شده و در نتیجه به فرد توهم دست بدهد ...   ادامه  دارد

 

 

دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

با سلام

عیدتون مبارک! با اینکه که کمی دیر شده اما به قول معروف ماهی رو هر وقت از آب بگیری  خفه میشه ! چطور گذشت نوروز سال 1384 ؟؟ خوب بود؟ موقع تحویل سال کجا بودید؟ همونطور که میدونید طبق یک باور قدیمی ایرانی ، هرکس موقع تحویل سال هرکجا باشد و در هر حالتی باشد آن سال را به همان وضعیت سپری میکند.امیدوارم همه شما در کنار خانوده تان سال خوب و خوشی را شروع کرده باشید.

 

دیگه اینکه در ایام عید همونطور که قبلا گفتم نتونستم آپ کنم! چون به سفر سیاحتی رفتم . به یکی از استانهای جنوبی ( نه! کیش نرفتم ) برای ده روز که اونجا بودم خوش گذشت. یک عکس از آثار باستانی اونجا رو میزارم در زیر! حدس بزنید کجا رفتم ؟؟

 

اما در مورد امور وبلاگی بگم که : کما اینکه که تعداد بازدیدکنندگان و نظردهندگان در آستانه عید امسال در جامعه وبلاگی گشور به نحو چشمگیری کاهش یافت ( به جز پیامهای تبریکاتی ) اما سالی پر مطلب و پر نظر را برای دوستان وبلاگیم آرزومندم. برای دوستان هم دانشکده‌ایم هم موفقیت در امتحان جامع علوم پایه را ( که اسفند امسال داریم ) آرزومندم، چه برای اونایی که از قبل از عید شروع به خوندن کردن ، چه برای کسایی که مثل من میخوان تازه دو هفته مونده به امتحان برن دنبال درسنامه‌ها !!

 

خب عید امسال هم ** درس‌هایم نخوانده ماند تمام    چه کنم در چراغ روغن نیست ** اما عمر هم زیاد به بیحاصلی و بوالهوسی نگذشت ودر ایام عید یک کتاب از آکاتاکریستی خوندم به نام " مرگ، نقطه پایان " که قضیه اش در مصر باستان ( خیلی قبلتر از زمان من ) اتفاق میافتد و خانواده ای هستند که قتلهای مرموزی در آنها اتفاق می افتد و بقیه اش هم مثل هرکول پوآرو  و خانم مارپل. صدا و سیما هم امسال خرج کرده بود و فیلمهای خوبی گذاشت من بیشتر از همه از تروی ، ارباب حلقه ها ، مخمصه و حلقه خوشم اومد. البته از آخری بیشتر خوش اومد چون با این که قدیمی بود اما خوب خیلی ترسناک بود! اما حیف که دو سه تا صحنه ترسناکشو که من قبلا دیده بودم رو از فیلم حذف کردن.

 

خب خیلی روده درازی کردم!! سال خوبی داشته باشید.

 

جمعه ۱٢ فروردین ۱۳۸٤ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: