توضیح سینوحه: همونطور که بهتون قول داده بودم مطالب شکارچی تقلب را از نو شروع کردم. در گذشته در مورد خواهران فاکس که اولین مدیوم‌ها جهان هستن، براتون در دو قسمت نوشته و اما حالا دوباره این سلسله مطالب را شروع کردم. اولین مطلبم هم در مورد دد. هوم ، مدیوم بسیار معروف است.

 

می‌توان گفت دانیل داگلاس هوم  Daniel Douglas Home معروف‌ترین چهره در میان مدیوم‌های دنیاست!  درباره وی کتب بسیاری نوشته‌ شده است اما باز هم ابهامات در مورد زندگی او بسیار زیاد است1 مخالفانش او را یک شیاد می‌دانستند در حالی که طرفدارنش او را بالاتر از انسانها معمولی خطاب می‌کردند. شاهدان عینی بیان می‌کردند که گاهی حتی حضور او در یک خانه باعث می‌شود، خانه به لرزه در بیاید. گاه گفته‌اند که او میزهای سنگین 100 کیلویی را بدون هیچ‌گونه تماس دستی، از جای خود بلند می‌کند. او می‌تواند پرواز کند، قد خود را دراز کند و یا روحی را به طور کامل احضار کند. در تعریف از او گفته‌اند در دنیای واسطه‌ها‌‌‌‌، هوم غولی بود در دنیای کوتوله‌ها

 

 دانیل داگلاس هوم

 

او در سال 1823 در ادینبورگ انگلستان متولد شد. پدرش فردی دائم‌الخمر بود (معمولا اکثر مدیومها دارای این خصوصیت هستند) و او نزد عمه‌اش زندگی می‌کرد. آنها بعدا به به آمریکا مراجعه کردند. او در نوجوانی مدعی بود ارواح را می‌بیند و کار تا آنجا پیش رفت که عمه‌اش از کشیشان خواست تا عملیات جن‌گیری را برای او انجام دهند که دانیل معالجه نشد!!

بعدها عمه، او را از خانه بیرون کرد و او مجبور شد در اوایل جوانی روی پای خود بایستاد. خانه‌ای اجاره کرد و این خانه از آن به بعد محل دائمی احضار ارواح بود. او صفات مثبت ظاهری و شخصیتی زیادی داشت که میتوانست را مردم را به خود جذب کند! او پیانو را خوب می‌نواخت و برای مردم از کتب مشهور نقل قول می‌کرد و جذاب و خوش‌برخورد بود و نکته مهمتر از همه اینکه او در طول 20 سال برگزاری جلسات احضار ارواح هیچگاه پولی دریافت نکرد، اما از دریافت هدیه امتناع نمی‌کرد.

او قادر بود که در اتاق روشن در برابر چشمان کنجکاو و محققان، اشیا را به چرخش و یا پرواز در آورد. او یک بار در حالی که روی یک میز یکی از محققان نشسته بود، میز را به گردش و پرواز در آورد. محققان نتیجه گرفتند که حتما نیرویی ماوراءالطبیعه در کار است. بعدها شاهدان عینی گزارش کردند هوم نه تنها اشیاء را، بلکه خود را نیز می‌تواند به پرواز درآورد و حتی عده‌ای سعی می‌کردند او را به زور روی زمین نگاه دارند اما او دوباره پرواز می‌نمود. بعدها او قادر شد تا دست و یا انگشت اشباح را ظاهر کند!

خود هوم چهره‌ای شاعرانه و نافذ داشت اما متاسفانه از مرض سل رنج می‌برد به همین علت لاغر بود. در سال 1855 ارواح به او پیشنهاد کردند تا به انگلستان برود و به این ترتیب فصل جدیدی در زندگی او گشوده شد!

ادامه دارد ...

 

پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٥ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

سلام

 

تعطیلات چطور بود! بهتون خوش گذشت؟ امیدوارم که هر کجا که رفتید و موندین و هستید بهتون خوش بگذره! تو این مدت بعد از عید که نتونستم براتون مطلب بنویسم درگیر کارای ثبت نام و انتخاب واحد بودم! و سرانجام در سر دوره فیزیوپاتولوژی نشتیم! دوباره روز از نو و روزی از نو ! درسهای سنگین شروع شد و .... ! بعد از یکماه تعطیلی از علوم پایه و قبل از اونم 2 ماه نرفتن از سر کلاسها ، دوباره صبح ها ساعت 6 پا شدن که ساعت 7:15 برای دانشگاه بزنی بیرون، خدایش خیلی ستمه! اما خوب چیکار میشه کردش.

 

*****

 

درسا هم تخصصی و سخت شده! درس گرزم این ترم پاتولوژی است! اصلا نمیدونم لازم که ما در عرض 4 ماه این همه بیماری تو کلمون فرو کنیم. حالا جالبتر اینکه استاد میگه اکثر بچه‌ها بعد از امتحان میان میگن که ما هر چی خونده بودیم رو بعد از دوماه فراموش کردیم بعد شم گفت شما اصلا نگران نباشین! درس پاتولوژی همینجوره!!!! تازه از این بدتر اینکه از بین 4 استادی که پاتولوژی رو تدریس میکنن، یکشون هست که سوالاتش رو تا حد (نمیدونم چی) سخت طرح میکنه! دیگه 5 تا سوال از شکل و جدول که خوراکشه!  به قول خودم، اگه سوالاشو به خود رابینز هم بدی، نمیتونه جوابشون رو بده! خب یکی نیست بگه حالا باید دانشجوی پزشکی رو مچل کنی که چی بشه!! اهه ولش کن اعصابم رو الکی خرد کردم

 

****

 

سعی میکنم از این به بعد پستام منظم تر باشه ! مثلا هر هفته .. مطالب رو هم دیگه فعلا نمیزارم! واقعا حسش نیست! انشاء در یک فرصت دیگه خدمت ارواحم میرسم

 

***

 

فیلم جن‌گیری از امیلی رز رو هم دیدم! فیلم جالبی بود اما زیاد ترسناک و دلهره آور نبود. ضمن اینکه خیلی تو بحث دادگاه رفته بود! میتونست ترسناک تر باشه اما خوب از از فیلم قبلی سری جن گیر ( جن گیر : سرآغاز) بهتر بود. اون قبلی که واقعا هیچی برای گفتن نداشت. نکته دیگه فیلم هم بازی جالب شهره آغداشلو در نقش یک دکتر متخصص ارواح بود!

 

**

 

اینم 3 بیت شعر که واقعا از بیت اولش خوشم اومد

 

تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی‌همنفسی

 

تا که رفتیم، همه یار شدند

تا که خفتیم، همه بیدار شدند

 

قدر آیینه  بدانید تا هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست

 

(جالبه که این همه تو اینترنت گشتم نتونستم شاعر این شعرو پیدا کنم، و از اون جالبتر اینکه هر کس که این شعر رو تو وبلاگش گذاشته به یک صورت گذاشته و در همه در ابیات دوم و سوم تغییراتی دیده میشه. اما مهم بیت اولشه که هرجا که سر میزنی میبینی تغییری نکرده )

 

موفق باشید

 

*

یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٥ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

سلام

 عیدتون مبارک !!! خوبین ؟! امیدوارم که هر جا که هستین سال نو رو با خوبی و خوشی شروع کرده باشین و در ادامه هم، سالی  سرشار از موفقیت و بهروزی را در پیش رو داشته باشین ( چقدر شبیه مجری‌های تلویزیون شدم )

این از تبریکم عید که از واجبات است! دوم اینکه امسال به خوبی شروع شد، چون همون روز عید (دوشنبه) خبر پاسی علوم پایه رسید! امیدوارم تمام درسا هم تو این سال پاس شه و ما این فیزیوپاتولوژی رو هم با موفقیت بگذرونیم! خب در تعصیلات از درس صحبت نکنیم که مکروه است

 

******************

 

امسال برای اولین بار بود که ما سفره هفت سین نداشتیم! هیچی هیچی!! نه ماهی، نه سبزی، نه سمنو و نه حتی دعای اول سال رو هم نخوندیم! (عیدی هم نگرفتیم!! ) البته چون مسافرت بودیم و از طرفی هم نمیدونم چرا هیچکی تو همون سفر هم حال و حوصله اینکارها رو نداشت! فقط لحظه تحویل سال نشستیم با توتمس و فرعون و حارمحب تا یک ساعت بعد از عید چرت و پرت میگفتیم!! اینم یک جور تحویل کردن سال!!

 

******************

 

میدونید که امسال سال سگه! حالا نمیدونم ترتیب نام سالها رو میدونید یا نه! اگر میونید که چه بهتر اما اگر نمیدونید به شعر زیر دقت کنید که همه نامها حیوانی سالها را ردیف کرده است

 

موش و بقر و پلنگ و خرگوش شمار

زین چار چو بگذری نهنگ آید و مار

 

آنگاه به اسب و گوسپند است حساب

همدونه و مرغ و سگ و خوک آخر کار

 

همدونه یعنی میمون!

 

******************

خب درنهایت هم دوباره سال خوشی رو برای شما آرزو میکنم ! تا بعد ....

 

 

 

پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۸٥ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: