** دیروز تونستیم از پس امتحان گوارش بر بیام و رسما وارد دوران منحوس امتحانات شدیم. شاید نتونم تا حدود یک دو هفته دیگه این وبلاگ رو آپ کنم . اما همچنان فعال هستم و به دوستانم سر می‌زنم

** اکثر دوستان نسبت به مطلب پولترگایست ابراز علاقه کردن. باید بگم مدت 2 سال به طور مفصل در مورد این پدیده ها در همین وبلاگ مطلب می‌نوشتم. اگر علاقه دارین می‌تونید آرشیو منو یک نگاهی بندازین!

 

 

 

در مورد پولترگایست تا کنون اخبار بسیار زیادی از اقصی نقاط جهان مخابره شده است. در اکثر موارد همونطوری که گفتم این موارد ناشی از یک در اصطلاح تسخیر هستند. البته یک کته رو باید در نظر بگیریم که همه این موارد نمود فیزیک ندارد. اعمال اغلب اشباح به صورت پدیدهخ‌های بصری مانند ظاهر شدن و یا تجسد یافتن. و یا سمعی است مانند  ایجاد صدای پا، ایجاد صداهایی که فرد در هنگام زنده‌ بودنش ایجاد می‌کند. و همچنین سرمای شدید که در هنگام بروز اشباح در یک نقطه بروز می‌کنند( از این نمونه می‌توان به فیلمها سری جن‌گیر اشاره کرد و یا فیلم حس ششم ساخته    ام. نایت شیامالان ) . در اکثر مواردی که وجود شبح در یک نقطه گزارش شده اندازه گیری میدان الکترومغناطیسی محل نشان‌دهنده وجود میدانهای الکترومغناطیسی شدید است. ضمنا در محدود حضور شبح همه افراد حتی کسانی که استعداد ارتباط با ارواح را ندارند،  رطوبت و چسبندگی خاصی را در محیط احساس می‌کنند. نکته جالب اینجاست که این اتفاقات عینیت دارد و به کمک دستگاه‌ها قابل انمدازه‌گیری است و ناشی از ترسی و تخیل افراد نیست..

نمونه این اتفاقات بسیار زیاد است و در آینده از این موارد براتون بیشتر می‌نوسم همانطور که قبلا در این موارد نوشته بودم

سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳۸٥ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

 

نمیدونم میدونید! پدیده پولترگایست Poltergeist به چه معنی است. این لغت یک لغت آلمانی است و به معنای « اشباح جنجالگر » می‌باشند و در مواردی استفاده می‌شود که در خانه‌های گرفتار اشباح، پدیده‌های فیزیکی رخ می‌دهد. این پدیده‌ها عبارتند از: حرکت اسرار آمیز اشیا به خودی خود، پرواز اشیا در هوا بدون دخالت یک عامل طبیعی و محسوس، و سر و صداهایی واضح و مشخص ما مشت کوبیدن‌های سنگین که برای همه قابل شنیدن و دیدن است.

اعتقاد بر این بوده که  وجود یک بچه از طریق ضمیر ناخودآگاه او با نیروی دست نخورده لیبیدو Libido نابالغ باعث ایجاد این پدیده می‌شود. گفته بودند که بی‌توجهی خانواده‌ها به کودک یا نوجوان باعث بروز چنین اتفاقاتی می‌شود. این نظریه قدیمی هنوز در بین بعضی فرا روانشناسان آلمانی قوت دارد.

اما نظریه بالا به راستی جوابگوی تمام موارد روی داده شده نیست. در اکثر موارد به نظر می‌رسد این نیرو به صورت پنهانی توسط یک موجود هوشمند کنترل می‌شود و کودک یا نوجوان تنها وسیله است.

در تحقیق گسترده ای که درم ورد این پدیده انجام دادند به نتایج جالبی رسیده اند. اکثر اشیا به حرکت درآمده بر اثر پدیده پولترگایست هنگام فرود داغ بودند حتی آنهایی که در سیبری یا ایسلند انجام شده بود. در بررسی موارد پولتر گایست در سه پنجم پدیده‌ها جنس مونث دخالت داشت و به جز پنج مورد، در بقیه موارد سن شخص زیر 20 سال بود. سن میانگین برای پسران 13 سال و برای دختران 14 سال بوده است.

در واقعه مشهوری که در استراتفورد به سال 1850 روی داده شبحی جنجالگر، یک کشیش عضو انجمن کلیسا را به نام دکتر ای فلپس و فرزندانش را به مدت 18 ماه به ستون آورده بود. این شبح صندلی‌ها را خورد می‌کرد و شمع‌ها را می‌شکست. به سر و روی پسرش (12 ساله) و دخترش (16 ساله) سنگ و کلوخ پرتاب می‌شد و حتی شلوار پسرک به پایین کشیده می‌شد.

 

ادامه دارد

یکشنبه ۱٧ دی ۱۳۸٥ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

می‌خوایتم این دفعه در مورد چند اخطارهای درونی فرا مادی براتون بنویسم... اما امروز صبح وقتی یک نگاه به آمارگیر وبلاگم کردم تا به ببینم چقدر بازدید کننده داشتم و از کجا ها اومدن، با صحنه جالبی رو به رو شدم...

در بین محلهایی مختلفی که از اونجا به وبلاگ من اومدن، یک نفر از طریق سرچ از طریق گوگل اومده بود.. حالا فکر کنید سرچ با چه کلمه‌ای.. با کلمه ( عکس لختی )

من به اینی که مردم میرن رو منبر که بله!! وضعیت جامعه به فنا رفته و مردم میان تو اینترنت که از این کارا بکننن، کاری ندارم.. فقط میخوام به اون بنده خدایی که این سرچ  رو کرده بگم آخه بابا ... مگه از بین این همه کلمه در مورد مطالب پ و ر ن و در فرهنگ غنی! فارسی اومدی گیر دادی به کلمه لختی . جالب اینجاست که تو سرچ این کلمه هم هیچ چیز در مورد مطالب پ و ر ن و نمیتونی پیدا کنی ...

البته کما اینکه برای خود منم وقتی زمانی بچه بودم و هنوز زیاد قاطی جامعه نشده بودم، بدترین کلمه ممنوعه لختی بود. اما بعد که به تدریج وارد فضای فرهنگی مدارس شدیم فهمیدیم بله! این کلمه اصلا جزء کلمات بد به حساب نمیاد...

خب چه میشه گفت..... به نظر من باید آموزش استفاده از اینترنت و جستجو در وب رو باید جز برنامه درسی دانش اموزان کرد ( در تمام ابعاد! )

چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

واقعا عواطف دخترها و پسرها 180 درجه که نه!! 270 درجه با هم فرق دارن!  نمونه‌اش رو تو این رشته خیلی میشه دید. مثلا سر کلاس سمیولوژی روان‌شناسی بودیم. استاد محترم در مثالی در مورد توهم فرمودند که  یک مادر بچه‌اش رو با به علت توهم شنیدن صداهای خاصی با بالش خفه کرده!

حالا تا استاد اینو گفت، تمام دخترا گفتن... آخ .. اوخ .. حیف ... اه و از این اصوات سوزناک و جگر گذار ولی توی ردیف آقایون رو نگاه می‌کردی همشون نیشاشون تا بناگوش باز بود که چرا طرف با بالش خفه کرده؟؟!!

**

همه می‌دونیم مرگ وقتی است که قلب انسان از حرکت بایستد و موج نبض دیگر حس نشود اما می‌دونید روش‌های تشخیص قطعی مرگ چه روشهایی هستن!!!

 

-        در قدیم برای بررسی مرگ فرد شمع روشنی را مقابل بینی وی می‌گرفتند تا از اگر شعله بلرزد یعنی او هنوز نفس می‌کشد

-        روش میدل دورف Middle dorff : در آن سوزنی یا سرنگ را به داخل قلب فرو می‌کند و اگر قلب دارای حرکات انقباضی باشد بخش خارجی سرنگ به حرکت در خواهد آمد

-        روش ربویا Rebouillat : تزریق چند میلی‌لیتر اتر به زیر پوست که در فرد مرده این اتر به دلیل عدم پذیرش نسوج از محل تزریق بلافاصله خارج خواهد شد اما در فرد زنده اتر در بدن باقی می‌ماند. این روش آسان‌ترین و معمولترین شیوه تشخیصی مرگ قطعی است

-        روش ایکار Icard: در این روش مقدار ماده رنگی فلوئورسئین  را به داخل عروق محیطی تزریق می‌کنیم. این ماده بعد از 30 دقیقه (در صورت وجود گردش خون) در ملتحمه چشم رسوب خواهد کرد  و در معاینه دیده خواهد شد. البته این روش به علت زمان بری زیاد عملا جنبه تئوریک دارد.

-        آرتریوتومی یا قطع یکی از شریان های کوچک برای اینکه در صورت وجود گردش خون، خون با جهش خارج می‌شود

-        الکتروکاردیوگرافی EKG و الکتروآنسفالوگرافی EEG هم می‌تواند تشخیص قطعی را به ما بدهد

جمعه ۸ دی ۱۳۸٥ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

سلام. به پیشنهاد نگارنده اومدم تو این بازی شب یلدا ...................

 

1.     خیلی زود جوش میارم و خیلی زود هم سرد میشم!!

2.     یک مرتبه وقتی بچه ( 4-5 سالم) بودم ، طوطی رفیق عموم رو با یک دست خفه کردم!!!!

3.     وقتی 12- 13 سالم بودم یک سیخ چوبی زدم تو چشم داداشم ( با یک تیر و کمان دست ساز ) که کارش به 3 تا بخیه قرنیه رسید! هنوز وقتی به چشماش نگاه میکنم شرمندشم

4.     اسمم آرمین است

5.     یک مرتبه وقتی کودکستان بودم، زدم بشکه نفت کودکستان رو با یک اهرم ساده انداختم و حدود 200 لیتر نفت رو هدر دادم. اونهام نامردی نکردن، و فرداش عذرم رو خواستن

 

بقیه وبلاگهایی که تو لیستم هستن، از طرف من دعوتن

یکشنبه ۳ دی ۱۳۸٥ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: