در پی پرسش چند تن از دوستان در مورد مسائل مختلف ماورایی و ارتباط با ارواح و اجنه گفتم یک سری مطالب رو برای روشن شدن برخی از موضوعات بیان کنم! همینطور که میدونید به مدت2.5  سال این وبلاگ اختصاص به مسائل ماوراء و الطبیعه داشت و منم هم در همین مدت تحقیقاتی هرچند کم پیرامون این مسائل داشتم. در مورد این مسائل باید چند تذکر رو بدم!

  1. در مورد ارتباط افراد با ارواح و احساس القاء شدن چیزی به آنها توسط ارواح یا ایجاد عذاب روحی در این افراد توسط ارواح باید گفت که در اکثر کتب روانشناسی و حتی کتب مربوط به علم ارتباط با ارواح و یا اشباح  ذکر شده که 90 % این ادعا ناشی از یک نوع عارضه روانی به نام توهم است که در صورت درمان دارویی و پیگیری مناسب فرد بهبود می‌یابد و این عوارض به طور کل رفع می‌شود. باید گفت که در طول این مدتی که مسائل مختلف ماورایی را بررسی کردم ندیده‌ یا نشنیده‌ام که روحی به صورت فردی، کسی را آزار دهد. معمولا اینگونه آزارها قابل مشاهده برای افراد دیگر هم است و تنها محدود به یک نفر نمی‌شود و اگر یک نفر را هم هدف بگیرد توسط افراد دیگر نیز درک می‌شود. به طور مثال مسئله مشهور ارواح پرتاب گر در خانه‌‌ای در انگلستان که به سمت حاضران اشیا را پرت می‌کردند و یا از سقف خانه بروی انها باران سنگ می‌آمد

  2. در مورد اینکه آیا این واقعاً ارواح هستند که می‌خواهند با ما ارتباط برقرار کنن یا جنیان هنوز بین بعضی از دانشمندان و صاحب نظران اختلاف است. گروهی معتقدند ارتباط با ارواح صحیح است و روح می‌تواند و یا سعی می‌کند با انسانهای فانی تماس برقرار کند، اما گروهی دیگر می‌گویند اینان روح نیستند. بلکه جنیان هستند که خود را بر ما آشکار کرده را حضور خود را به ما نشان میدهند (خود من طرفدار نظریه اولم)

  3. انجام کارهایی که برای روح‌گیری یا جن‌گیری به طور معمولا در جامعه توسط مردم عادی انجام می‌شود مثلا با نعلبکی یا کاسه و صفحه‌ای که رویش اعداد الفبا نوشته شده همگی از پایه بی‌اساس است. این کارها فقط وسیله تفریحی برای سرگرم کردن یا سرکار گذاشتن افراد دیگر است!  معمولا عملیات احضار ارواح توسط گروهی خبره و توسط کسی که یک مدیوم یا واسطه ارتباط با ارواح است (در مورد مدیوم قبلا تو این وبلاگ توضیح جامع داده ام ) انجام می‌شود. معمولا این جلسات منظم و توسط یک گروه ورزیده روانشناسی انجام می‌گیرد!

  4. توانایی ارتباط با ارواح چیزی نیست که با پشتکار بشود آن را به دست آورد بلکه این ویژگی یک استعداد است و باید حتما این استعداد در فرد وجود داشته باشد.  و سپس این استعداد را با تمرین جهت داد.

  5. هر کس که ادعا می‌کند می‌تواند با اجنه ارتباط داشته باشد و از این کار برای کسب درآمد استفاده کند حتما ریگی در کفشش است. معمولا افرادی که توانایی ارتباط با ارواح را دارند یا این توانایی را مخفی می‌کنند و یا از آن در جهت صحیح استفاده می‌کنند. نمونه بارز ان جراح شفابخش، آریگو برزیلی است

  6. بحث همزاد و یا جن های کافر و مسلمان از جمله مباحثی است هنوز در مورد آنها اختلاف نظر بسیار است. پس نمیتوان آنها را به عنوان یک جز حقیقی با اطمینان در نظر گرفت

  7. یک نکته رو هم در آخر می‌خوام بگم : ایمان قلبی به خدا انسان رو از تمام بدی‌ها و پلید‌ها حفظ می‌کند

جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۸٦ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

به دعوت امین و  نگارنده وارد بازی ترس‌های کودکی شدم. باید در مورد 3 تا ترس دوران کودکیم بنویسم! که منم لبیک گفتم. حالا اینم 3 تا ترس من:

1.  همیشه از چاه مستراح (گلاب به روتون) می‌ترسیدم. می‌ترسیدم که بیفتم توش و سوسکا منو بخورن! این ترس من وقتی شدت پیدا کرد که یک روز یک مستراح صحرایی دیدم که یک گودال عمیق کرده بودن و سر شو هم پوشنده بودن و فقط یک سوراخ باز گذاشته بودن تا ... دیگه خودتون میدونین اون سوراخ برای چی هست!  بعد من رفتم تو چاه رو نگاه کنم یک دفعه یک سوسک گنده پرید بیرون و منو دِه بدو فرار!

2.     همیشه می‌ترسیدم که بابام تنها جایی بره اونو بکشن و من بی‌ بابا بشم! همیشه هرجا می‌رفت منم می‌رفتم.

3.  با اینکه تا 15 سالگی رطیل ندیده بود اما تا 10 – 12 سالگی از رطیل می‌ترسیدم. نمیدونم چرا ولی شاید به خاطر فیلمی بود که دیدم که در مورد حمله رطیل‌ها به یک شهر بود که مردم شهر رو می‌کشتن و از این اباطیل . چون شنیده بودم رطیل باید از بالا خودشو روی فرد بندازه و بعد اونو نیش بزنه همیشه قبل از خواب نیم ساعت اطراف رو چک می‌کردم و به سقف زل میزدم که نکنه از بالای سرم رطیل بیفته روم!

 

از اون جایی که " دور چون با عاشقان بیفتد تسلسل بایدش  " لذا تمام دوستان وبلاگی من و هر کس که این وبلاگ رو میخونه از طرف من دعوته از جمله افراد زیر:

۱۰۰ درد و crimsonyello  و fast_raining  و آهوی محتضر و بامداد شب یلدا و پاندا و و جايی برای ناگفته هاو جراح دیوانه و جهنم افکار و  جوجه اکسترن و  و خوابی در هیاهو و دغدغه‌های دو دختر و دل تنگ بانو ... و سياه، سپید، خاکستری و شاهدخت سرزمین ابدیت و شعر واره و گروه پزشکی طبيب و گل پسر و متوترکسات و منم يک روز دکتر ميشم  و نيش عقرب و همهمه های تنهایی و  یک دختر مرده و ورونيکا و یادداشت‌های یک زن و یک علاقمند به بیومدیکال انفورماتیک

 

و هر فردی که از دوستان منه اما من یادم رفت اسمش رو بالا بیارم (دیگه هر چی فکر میکنم چیزی تو ذهنم نیست) از طرف سینوحه موکدا دعوته!

جمعه ٢٤ فروردین ۱۳۸٦ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

شرمنده از این که این قدر دیر آپدیت کردم و نتونستم عید رو به موقش به همتون تبریک بگم! اما با توجه به این اصل که میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است لذا ( عیدتون مبارک)

ضمنا شمرنده همه دوستان هستم که نتونستم تو این بهشون سر بزنم. انشاءالله جبران میکنم. اگه عید رو بهشون تبریک نگفتم هم بازم خجالت زده ام اما با اینکه کمی دیره  عید رو به همشون تبریک میگم و امیدوارم سال خوب و خوشی رو داشته باشن

اما  از عید بگم که به اینجانب که خیلی خوش گذشت و فقط مشکل من این بود که به اینترنت کم سرعت دسترسی نداشتم و خیلی وضع خراب بود و ما هم که به این شبکه جهانی معتاد شدیم در خماری ماندیم.

خوب سال نو رو هم با امتحان تئوری ارتوپدی شروع کردیم که دیروز دادیم و تونستم اونو به خیر از سرم رد کنم.

اما جدای این حرفها اولیه باید بگم پوست رو تمام کردیم و رفتیم تو ارتوپدی  .. بخش بسیار فعال تری از پوست هست به طوری که به طور مداوم مریض می‌بینیم و از هر 10 نفر هم 7 نفر آرتروز دارن. نکته دیگه اینکه استادها این بخش خیلی دست دانشجو رو باز میزارن و از شرح حال و معاینه تا درخواست عکس و حتی نسخه نویسی هم دست ماست و آقای دکتر فقط اونو چک و مهر میکنه

**

امان از دست اینایی که بوق میزنن! دیشب داشت تازه چشمهام گرم میشد که بخوام که دیم یکهو یک کاروان عروس از کوچه رد شدن! بوق بوق بوق بوق .. بعدشم یک مثل یک ماشین از پشت سر اینا اومد که میخواست بهشون بگه راه رو باز کنن که دستش رو گذاشت رو بوق و یک بوق ممتد رو به مدت 30 ثانیه شروع کرد. اونم ساعت 12 شب. ما هم از شما چه پنهون! فحشی نبود که بلد نباشم و با این جماعت ندم! البته چون حوصله نداشتم از همون تو رختخواب این عملیات رو انجام دادم. فقط خواستم بهتون بگم از 10 شب به بعد بوق نزنید چون امثال افرادی مثل من زیاد هستن

**

خب فعلا خداحافظ. برنامه آپدیت یک هفته من در اخر هفته ها کماکان ادامه خواهد داشت ... موفق باشید

سه‌شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٦ساعت ٦:۱۸ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: