آخر هفته قبل امتحان پایان بخش ارتوپدی داشتیم. امان امان از انترن های محترم که طراحی سوالها  به عهده اونها بود. پوستی از ما کندن که حد نداشت. سوالایی طرح کرده بودن که استاد هم شاخ درآورده بود و به ما بعد از امتحان گفت واقعا سوالتون سخت بود. خط کتاب رو کشیده بودن بیرون و سوال کرده بودن اونم از هر مبحثی که ما نخونده بودیم. تو بخش ارتوپدی تمام سوالاتشون مربوط به روماتولوژی بود. دیگه نتیجه‌اش این شد بخش راحت ارتوپدی رو با پایین ترین نمره ممکنه پاس کردیم و تشریف بردیم جراحی

** از اول هفته نقل مکان کردیم به جراحی. بخش خیلی خوب و متنوعی است و استادهاش هم زیاده. تقریبا 8 تا استاد مختلف داریم که هر روز هفته با یکی هستیم. دیروز هم اولین شرح حالم رو از یک مریض گرفتم. سینوس پیلونیدال داشت. برخلاف تصورم کار سختی نبود. اما فقط بدترین بخشش اینه که باید جملات و عبارات تکراری رو هم تو Review of system  و هم تو Physical Ex. باید بنویسم. البته از اونجا که ما آخر ..... هستیم لذا از همین الان رفتیم دنبال کپی نمونه های آماده شده برگه های شرح حال که فقط بشنیم تیک بزنیم و پر کنیم.. خب اینم از این

** انترن های جراحی همه از دوستان هستن و دمشون گرم. واقعا ما رو تو این چند روزه راه انداختن و چم و خم کار رو  به ما یاد دادن

** اولین روز بخش روز یک شنبه بود . وقتی رفتیم سر مورنینگ مشترک با گروه اطفال نشستیم یک هو دیدم دارن استاژرها رو پیج می‌کنن. رفتم ببینم باز چه دسته گلی به آب دادیم. دیدم از خوش شانسی ما !! سخت گیر ترین استاد گروه جراحی اومده امروز بیمارستان و گفته میخوام برای استاژرها راند بزارم. بعدشم در حین راند از معلومات زیاد ما !! تعجب کردن و فرمودن " از این به بعد یک شنبه ها میام. وای به روزی که مریضی شرح حال استاژر نداشته باشه"! . خب اینم از شانس ماست!

جمعه ٢۱ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

هفته پیش برای ما هفته اتاق عمل بود. دو بار رفتم اتاق عمل و سر عمل وایستادم اونم در دو بیمارستان متفاوت و عمل های متفاوت.

قرار شد روز پنج شنبه هفته پیش درمانگاه ارتوپدی رو دو دره کنیم بریم سر عمل. ما هم صبح خوشحال از اینکه دیگه تو اون درمانگاه تکراری پا نمی‌زاریم رفتیم بیمارستان . سر عمل ارتوپدی چیز زیاد هیجان انگیزی ندیدم چون آرتروسکوپی بود. بعد که عمل تمام شد گفتیم حیفه این همه لباس پوشیدیم . رفتیم سر عملهای گروه اورولوژی.

یک عمل سنگ شکنی رفتیم که خیلی با حال بود. اول عمل دیدیم آقای دکتر اومد با لباس جراحی که یقه‌شو هم تا وسط سینه باز گذاشته بود. گفتم دم دکتر گرم. چقدر دکتر باحال بوده و ما نمیدونستیم. بعد که بیشتر دقیق شدم دیدم نخیر! از با حالی نیست. زیپ پیرهن آقای دکتر پاره است.

بعد دکتر سیستوسکوپ(فارسی را پاس بداریم: مثانه بین) رو فرستاد تو مثانه بیمار و از اونجا هم تو حالب دنبال سنگ می‌گشت. یکهو دیدم دکتر صندلی که زیر پاش بود رو هل داد عقب و دو زانو نشست رو زمین گفت " اووه دیدمش، سر تخت رو بده بالا تا گمش نکنم . بده بالا" همه اتاق عمل به تکاپو افتادن که سر تخت رو بدن بالا در حالی که دکتر هی داشت خودشو خم و راست میکرد تا سنگ رو از دست نده.

یک جای عمل هم دکتر میخواست  Guide wire رو از طریق سیستوسکوپ بفرسته که همزمان پرستار هم به سرم نرمال سالین فشار آورده و او هم دریچه سیتوسکوپ رو باز کرد. دیگه (گلاب به روتون) هر چی سرم و خون و ادرار بود. ریخت رو لباس دکتر. البته دکتر یک پیش بند پلاستیکی بسته بود اما بازم بعضی از جاهای لباسش رو خیس کرد.

بدشانسی هم اون‌روز هم دامن ما رو ول نکرد و در آخر عمل دکتر گفت به من گفت یک دستکش بپوشم تا سوند بزارم(البته این از خوش شانسی من بود) منم رفتم بزرگترین سایزی که موجود بود  رو برداشتم که 8.5  بود و دستم کردم اما با کمال تعجب دیدم که برای اینجانب کوچک است. دکتر هم چشماش گرد شده بود گفت دستکش سایز بالاتر نداریم و بیا با همین سوند رو بزار! منم در حالی که فقط انگشت شصت و اشاره و وسطم توی دستکش بود و بقیه رو خوابوندم و توی دستکش کردم سوند رو گرفتم و هول دادم تو که اینجا دیگه شانس با ما یار بود و بدون عارضه رفت تو.

اینم ماجراهای ما در اتاق عمل

***

به سبک بعضی از دوستان پی نوشت هم میزارم.

پ ن1: بعد از عمل قرار شد از این به بعد هر وقت خواستیم بریم اتاق عمل یا من با اتاق عمل هماهنگ کنم یا برم یک دستکش 9 بگیرم و بعد برم تو اتاق عمل

پ ن2: کوخه کوخه..... دوباره سرما خوردم اما دیگه آب ریزش بینی ندارم اما سرفه‌های شدید از نوع برونشیتی دارم که داره دل و روده ام رو میاره تو گلوم. فعلا با اکسپکتورانت سرکوبش کردم ببینم بعدا چی میشه

پ ن 3: پنج شنبه هم امتحان پایان بخش ارتوپدی دارم. هی رفتم تو وبلاگهای دیگه گفتم عجب بخش تکراری است. همه از ارتوپدی تعریف کردن و گفتن بد جایی از ارتوپدی ناله میکنی! حالا تو وبلاگ خودم ناله میکنم که هم نوکر خودم باشم و هم آقای خودم. هر کامنتی رو هم که از ارتوپدی تعریف کنه پاک میکنم!! میتونیم!!

دوشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٦ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: