·         اخلاق خوب موهبتی است که هرکی نداره! دو تا از استادهای ما هستن که یکیشون تو گروه رایو است! واقعا به دانشجو احترام میزارن و همیشه سلام و علیک گرم با آدم دارن!  انگار داره با یک استاد احوال پرسی میکنن و تو موقع  بحث و خوندن  کلیشه همه دانشجو ها رو با احترام تو بحث شرکت میکنن و محبوبیت فوقالعاده بالایی هم بین بچه ها دارن!! از طرفی همی یکی از استادها هست که با یک من عسل هم نمیشه خوردش! همین قدر در توصیف اخلاقش بس که مفتخر به دریافت لقب  "  افعی  " در دانشگاه هستن

·         نشریه نوین پزشکی واقعا تو این چند شماره اخیر متحولتر شده ! خیلی مطالبش کاربردی تر و مفید تر شده است. با این این نشریه تقریبا یک اقتباس از New England است (حتی طراحی سایتش) اما در چند شماره جدید که کمی سبک و سیاق مجله عوض شده واقعا اثر مفیدی داشته. بخصوص بخش مهارتهای بالینی که من ازش خیلی استفاده بردم

·         وای که هندونه خنک سر صبح ناشتا چقدر میچسبه! فقط حیف که یکساعت بعد دل غشه (همون ضعف ) میگیری

·         چند روز پیش تو کلاس رفتم پشت تریبون تا به بچه ها یک چیزی روبگم.. نگو همون وقت استاد از دم در اومده بود و داشت من رو تماشا میرد. حالا چمد از بچه های کلاس هم مرتب به من اشاره میکردن که استاد اومده و منم همچنان به سخنرانی ادامه میدادم. دراین حین من از مرحله پرت هم وقتی اشاره های اونا رو به خودم دیدم یک نگاهی از سرتا پا به خودم انداختم و با تعجب به بچه های گفتم: من که مشکلی نمیبینم چرا اینقدر  اشاره میکنین! بعد یکی داره میخنده که سرم رو که بر گردوندم استاد رو دیدم.. همونجا آب شدم رفت زیر میز

جمعه ٢٠ مهر ۱۳۸٦ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

·        الان در هتل رادیولوژی مشغول فعالیت هستیم. یک بخش کاملا مفرح که 8:30 شروع میشه و 11:30 تمام! دیگه نه از شرح حال خبری است و نه از daily note و نه از پرسش مداوم اساتید که این چیه و اون چیه!  واقعا بعد از بخشهایی مثل جراحی و قلب و اورولوژی به این استراحت و تجدید قوا نیاز داشتم. اونم برای مهیا شدن برای بخش داخلی!!

·        چند روز پیش یکی از دوستان گذشته ( و آشنای امروز) بهم زنگ زد و گفت که باباش آمبولی ریه کرده است (یعنی یک لخته خونی وارد یکی از سرخرگهای ریه شده و اون قسمت رو از کار انداخته) حالا از من می پرسید که این PT  و PTT و INR چقدر باید باشه! حالا من هم مقدار نرمال PT و PTT یادم رفته بود. هرچی می کوبیدم رو سرم که خدایا اینا نرمالاشون چی بود یادم نمیومد. آخر سرم یکی از انترن های محترم رو گوشه راهروی بیمارستان گیر آوردم و تخلیه اطلاعاتیش کردم! خب بعد از این همه صغری و کبری کردن منظورم این بود که به این سایت برید که توش براتون مقادیر نرمال اندکسهای آزمایشگاهی رو لیست کرده!!

·        خیلی بده که آدم یک کاری تو رودبایستی یک نفر قبول کنه! اونم کاری که دوست نداره انجامش بده! بدتر از اینکه اینکار چندین بار هم تکرار بشه .....

 

دوشنبه ٩ مهر ۱۳۸٦ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها:

** بالاخره اول مهر شد. اینجا که اول مهر سرد شده ! الان که دارم تایپ میکنم پاهام داره کم کم یخ میزنه! همیشه از بوی ماه مهر خوشم نمییومد. نه به خاطر مدرسهها.. شاید به خاطر اینکه فصلهای سرد سال شروع میشه! من نسبت به فصل های سرد آسیب پذیرم . باید همیشه تا دندان مسلح اینور و اونور برم. از شال و کلاه و دستکش تا چند لباس رو هم و پوشیدن 3 تا جوراب با هم! چون من باید دما به 40 درجه برسه تا خونم رقیق شه و به مغزم برسه!! البته اینم برای خودش لطفی داره

 

** در مورد 3 تا موضوع نوشتم و پاک کردم!

** یک توصیه از من به شما اینکه سعی کنید وقتی یک وبلاگ میزنید هیچ کس هویت واقعی شما رو نشناسه! چون گاهی وقتها مجبور به خود سانسوری میشید!  

دوشنبه ٢ مهر ۱۳۸٦ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: