در مورد پست قبل پاره ای از توضیحات لازم است:

* چون انداختن صدقه وقتی که یک فرد مرده را می بینی لازم است. منم اون 50 تومان رو انداختم (اون زمان هنوز اینقدر پول بی ارزش نشده بود)

  * وقتی این اتفاق افتاد که من سال آخر دبیرستان بودم. و طبیعتا اقدام درمانی خاصی نمیتونستم بکنم.

اما نکته ای  که به نظرم باید راجبش بحث کرد اینه که مسئولیت یک پزشک در صحنه تصادف یا حادثه چقدر است و کلا چقدر از دست اون کمک بر میاد؟! صد البته هیچ شکی نیست که کلیه پزشکان برای این تعلیم دیده اند که در موارد بحرانی به کمک مردم باییند و این اصل در همه جا به خوبی رعایت میشوند..

اما تو ایران از چند جنبه فرق میکنه! یکی اینکه اگه بالای سر یک مصدوم بررسی و بگی که من پزشکم یکباره کل مسئولیت ها از روی دوش بقیه گذاشته میشه و روی دوش تو گذاشته میشه! دیگه اگه آمبولانس دیر برسه تقصیر توست و .... و دیگه کسی فکر نمیکنه در اون حالت و نبود تجهیزات و دست تنها تنها کاری که ازت بر میاد که بیماران رو اولویت بندی کنی (Triage)   و اقدامات لازم رو جهت کنترل خونریزی یا ثابت کردن گردن و استخوانهای شکسته بکنی.. همه فکر میکنن پزشک که در صحنه است دیگه همه مصدومین تا وقتی که آمبولانس برسه باید زنده  بمونن!

از طرفی هم هر عملی که روی مصدوم انجام بدی فردا برات دردسر ساز میشه!  یادمه یکی از پزشکا تعریف میکرد که با اینکه تو کتب مرجع گفتن به محض اینکه بالای سر مصدوم رسیدی قبل از شروع ماساژ یک ضربه به قدام قفسه سینه بزن که شاید ضربان قلب دوباره بگرده اما اون اقای دکتر شدیدا توصیه می کرد این کارو نکنید چون یک دفعه دیده بود که یک پزشک بینوا همین کار رو کرده بود و بعد بستگان مصدوم ( متوفی آینده) از پزشک شکایت کرده بودن که با این ضربه اون باعث مرگ مصدوم شده! حالا بیا و خوبی کن! (پزشک بعدا تبرئه شد)

اما شاید بهترین کار در صحنه سانحه این باشه که بدون اینکه خودتو معرفی کنی شروع کنی به امداد رسانی... بعدشم که اورژانس رسید .....

*  اینها همش تئوریه، فقط خودت میدونی تو صحنه تصادف چیکار باید بکنی

* این نظر شخصی منه! صد البته که دوستان نظرشون با من فرق می کنه.

جمعه ٢۸ تیر ۱۳۸٧ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()

یک روز بعدازظهر حوالی ساعت 5 داشتم تو خیابون راه میرفتم. از دور دیدم که یک مردی بالای سر یک پیرزن که گوشه خیابان نشسته بود و گدایی میکرد وایستاده بود. پیرزن رو چند با همون جا دیده بودم. چادری مندرس داشت که دور خودش میگرفت و همیشه در همون ساعت همونجا نشسته بود و گدایی میکرد. درست یادم نمیاد بهش پولی هم داده بودم یا نه اما توجهم بهش جلب شده بود. بعد یک دفعه اون مرد وحشتزده داد زد: "این مرده" و چند قدم عقب رفت. سریع چند تا عابر و کسبه دورش جمع شدن و منم رفتم ببینم چه خبر شده! دیدم پیرزن بنده خدا افتاده رو زمین در حالی که هنوز همون چادر کهنه و پاره رو به دورش گرفته بود. در قیافش یک آرامش عجیبی بود. اونجا بود که برای اولین و آخرین بار از دیدن یک مرده ترسیدم! بعد دیدم که یک دندانپزشک که مطبش کمی بالاتر بود اومد بالای سرش و نبضشو گرفت و گفت تموم کرده! چند نفر رفتن که زنگ بزنن تا آمبولانسی بیاد! منم 50 تومان گذاشتم کنار جسد و رفتم!

دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳۸٧ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: شخصی

یادمه تو یکی از داستانهای کوتاه مارکز (فکر کنم اسمش بود " بی جی به من بوسه بده") نوشته بود که تو آمریکای لاتین روی دیوارها مینوشته اند " اگر از خدا نمیترسید، لااقل از سفلیس بترسید) ... واقعا جمله با مسمایی بود. اما الان شاید بشه گفت با کشف پنی سیلین این مشکل تا حد زیادی حل شده اما بیماری مهلکتری از اون اومده به نام ایدز که ملت رو بیچاره کرده!

ایدز بیماری که حتی فکرش منو به وحشت میندازه! اما نمیدونم برخلاف کشورهای خارجی که توشون تبلیغات گسترده ای بر علیه این بیماری شده متاسفانه تو ایران ما، مردم به جای آگاهی بیشتر، روز به روز پسرفت میکنن.

با توجه به اینکه عمده ترین راه انتقال بیماری تو جهان از طریق جنسی است، این راه به راحتی در ایران انکار میشه و بیشتر روی مسئله انتقال تزریقی بحث میشه و  همه سعی میکنن این مشکل رو حل کنن. اما هیچ کس از آلودگی از طریق جنسی صحبت نمیکنه. در حالی که شاید یکی از شایعترین راههای انتقال بخصوص در طبقه جوانان الان این روش باشه. البته من آماری در مورد ندارم اما این هشداری است که تمام کارشناسان دارن میدن. یک جمله معروف در مورد ایدز وجود داره که میگه ایدز مثل یک بمب ساعتی زیر پای ماست و هر لحظه ممکنه منفجر بشه!  اما اصلا به این بمب توجهی نداریم.

تو خبرها خوندم که میخوان خودپرداز کاندوم و سرنگ تو شهرها نصب کنن. واقعا این کار چه فایده ای داره وقتی فرهنگ سازی صورت نگیره! چرا وقتی یک پسر جوون میره تو داروخانه و میگه کاندوم میخوام همه برمیگردن بهش نگاه میکنن انگار میخواد آدم بکشه! ( حالا دقیقا این اتفاق برای منم افتاد.. یک روز رفتم امتحانی یک دونشو بگیرم و ببینم چه شکلی که وقتی به بقیه توصیه میکنم حداقل بفهمم چه شکلی است یا نه! وقتی به مرد داروخانه دار گفتم کاندوم میخوان دو تا خانم و یک آقایی که پسر کوچکشم باهاش بود یک طوری به من نگاه کردن انگار میخوام چیکار بکنم. تازه مرده دست پسرش رو هم کشید و برد اونطرف.. ) . یا یکی تعریف میکرد که در یک مرکز مشاوره بوده و یک دانشجو که شریک های جنسی متعدد داشته برای مشاوره اومده بود. میگه بهش گفتم که تو که از کاندوم استفاده نمیکنی چطور مطمئنی که طرفت ایدز داره یانه؟! اونم با کمال خونسردی گفته که " ازش می پرسم که تو ایدز داری یا نه! اگه گفت نداره که سالمه)

این از قشر دانشجوی ما. دیگه از بقیه چه انتظاری است؟! اصلا برای مردم ایدز تعریف نشده. خیال میکنن یک چیزی مثل سوزاک و سفلیس است که البته همونا رو هم نمی دونن درست چی هست؟!

شاید بعد از این همه گفت و گفتن نکته اصلی  اینه که خب حالا چیکار کنیم.. من نمیگم که های ملت! بیان و دیگه از امروز توبه کنین و دیگه دنبال کارهای + 18 نرین. اما لااقل همیشه تو  کیف پولتون یا تو جیبتون یک کاندوم باشه! شاید یک روزی افسوسشو بخورین که دیگه خیلی دیر شده!

پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٧ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()