- بخش زنان هم جذبیاتها خودشو داره!

مثلا یک خانمی با  5 تا بچه اومده بود. دکتر بهش گفت خوب اگه میخوای که بعد زایمان لوله هات رو ببندیم! مریض اولش یکم مردد بود و بعد دلش زد به دریا و گفت نه خانم دکتر هنوز زوده!

دکتر ما هم چشماش گرد شد و گفت: یعنی چی! بعد از 5 تا بچه هنوز زوده!

 

** واقعا تو این بخش فهمیدم فرهنگ و شعور ممکنه با سواد زیاد رابطه ای نداشته باشه! نمونهاش هم تو این قضیه شرح حال گرفته آقایون از خانمها.

بعضی وقتها یک زن بیسواد میاد و انقدر خوب همکاری میکنه تو شرح حال گرفتن با آقایون (البته نه معاینه، چون تو بخش زنان معاینه خانم توسط آقا به کل قدغن است) و مشکلات رو میگه . یک دفعه هم یکی از سانتی مانتال های بالای شهر میاد و وقتی میخوای ازش میخوای تعداد فرزندانش رو ببرای درج رد پرونده بپرسی یک الم شنگه ای بپا میکنه که بیا و ببین ، که های ... کی گفته آقا بیاد از من شرح حال بگیره! و شوهر من اصلا راضی نیست و اله و بله!! به قول یکی از دوستان اینا بیشتر از اینکه از شوهرشون بترسن از خودشون میترسن!

 

** تو زایشگاه هم کم از این دردسرها نیست! با اینکه ورود آقایان به اتاق زایمان و پروسه معاینه در زایشگاه به کل قدغن است اما انترن ها جهت موارد اورژانسی و استاژرها هم برای دیدن وسایل و تجهیزات و یا گاها اگر مریض اجازه داد برای گرفتن شرح حال میرن به زایشگاه! حالا تو این وضعیت اون روز انترن آقای بنده خدا رو برای یک وضعیت نسبتا اورژانس به زایشگاه خواسته بودن تا Order  بنویسه! تو همین بین شوهر یکی دیگه از زنان تو زایشگاه اومده دم در و داد و هوار که آی کی گفت این اقا بره تو و من شکایت دارم و این چه وضعیه و زود بهش بگین بیاد بیرون و گرنه اله میکنم و بله! البته با دخالت پرسنل زایشگاه و توجیه ایشون که اقا این اصلا سر مریض شما نمیره و موقعیت اورژانس است ختم بخیر شد اما خوب .....

 

** یادم میاد زمان قدیم زنها از رفتن پهلوی پزشکان مرد زنان و زایمان ابایی نداشتن و هنوز هم خیلی ها دکترهای مرد رو در زایمان به دکترهای زن ترجیح میدهند... پس چی شد که اینطوری شد؟!؟!

 

جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()

دوباره سلام!

** یک مدتی که نبودم داشتم یک تجدید قوا میکردم. حدود 15 روز تعطیلات داشتم که بدون هیچ گونه دغدغه فکری یک مسافراتی رفتم! و یک تجدید روحیه کردم. اول مهر رفتم بخش زنان که قبلا وصفش رو کرده بود... (فکر کنم بهانه های خوبی جور شد) .. اما یک معذرت خواهی به هم دوستان خوبم بدهکارم که در این مدت مداوم کامنتها رو میخوندم و از حمایتشون لذت میبردم.....

 

** اما در مورد پست قبل میخواستم یک توضیحی بدم که به تعطیلات خورد. من این موضع رو از یک سایت خارجی برداشتم که دیدم جالبه و گفتم ترجمش کنم بزارمش اینجا.... اما در حین ترجمه گفتم یک شیطنتی بکنم برای کسایی که مطلب رو میخوان کپی پیست کنن، یک غلط کوچولو بزارم. بدین ترتیب که جای عضله پالماریس را با سارتوریوس یا خیاطه عوض کردم. توضیح مربوط به خیاطه بود در حالی که اسم عضله درست بود.(البته تو پرانتز هم غلط بود) هونطور که فکر میکردم بر و بچ سریع واکنش نشون دادن و تو کامنتها تصحیح کردن و اما کسانی که این رو کپی کرده بودند در چند منبع یادشون رفته بود اینو تصحیح کنن و همینطور غلط پیش رفته تا آخر ....

 

** به دلایلی نمیتونم از این به بعد به کامنتها جواب بدم... شرمندم (اما همچنان به وبلاگ دوستان سر میزنم)

 

** مطلب بعد رو هم به زودی میزنم! شاید فردا

شنبه ٤ آبان ۱۳۸٧ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: شخصی