** دیروز یک چیزی فکرم رو مشغول کرده بود و اون هم این بود که این دستگاه الکتروکاردیوگراف را بر چه اساسی به بدن متصل میکنن؟ منظورم اینکه الکتروکاردیوگراف مجموعه از الکترود دارد که با رنگهای متفاوتی مشخص شده است. می خواستم ببینم که هر رنگ برایب چه قسمتی استفاده میشود.
بعد از یک گوگلیدن طولانی متوجه شدم که این رنگها بر اساس دو استاندارد اروپا و آمریکا به صورت قراردادی تعیین شده اند. این موارد به شرح زیر است


*** لیدهای اندامی ویا لید هایی که جهت مانیتورینگ به دستگاه الکتروشوک متصل میشوند:
استاندارد امریکایی AHA محل اتصال استاندارد اروپایی IEC
سفید دست راست قرمز
سیاه دست چپ زرد
قرمز پای چپ سبز
سبز پای راست سیاه
قهوه ای قفسه سینه سفید

و اشتقاق های سینه ای:


استاندارد امریکایی AHA محل اتصال استاندارد اروپایی IEC
قرمز C1 / V1 قرمز
زرد C2 / V2 زرد
سبز C3 / V3 سبز
آبی C4 / V4 قهوه ای
نارنجی C5 / V5 سیاه
صورتی C6 / V6 بنفش

*** جواب معمای 2 پست قبل همونطور که یکی از دوستان در کامنتها اشاره کرده بود این بود که وقتی در شهر یک گاری روی یک پیرمرد افتاده بود و داشت زیر بار گاری له میشد شهردار مادلن یا همون ژان والژان رفت زیر گاری و اون رو بلند کرد تا پیرمرد رو نجات بدن. در همین موقع بازرس ژاور از اونجا رد شد و این صحنه رو که دید با خودش گفت: فقط یک مرد که در تمام فرانسه میتونه این کار رو انجام بده و اونم ژان والژانه... (سر همون قضیه ای که ژان والژان تو زندان جلوی سقوط مجسمه بزرگ رو فرماندار گفت و بهش عفو خورد)

** فردا دوباره : روز از نو و روزی از نو

جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()

خرکی را به عروسی خواندند

خر بخندید و شد از قهقهه سست

گفت من رقص ندانم به سزا

مطربی نیز ندانم به درست

بهر حمالی خوانند مرا

کآب نیکو کشم و هیزم چُست

***

دو نفر دزد خری دزدیدند

سر تقسیم به هم جنگیدند

آن دو بودند چو گرم زد و خورد

دزد سوم خرشان را زد و برد

***

 فلفل هندی سیاه و خال مهرویان سیاه

 هر دو جانسوزند اما این کجا و آن کجا

مردم دریاکنار و مردم دروازه غار

هر دو عریانند، اما این کجا و آن کجا

(بقیشم هم خود سانسوری)

***

من از روییدن خار سر دیوار دانستم

که ناکس، ک‌س نمی گردد به این بالا نشینی ها

من افتادن لاله به روی خاک دانستم

که ک‌س، ناکس نمی گردد بدین افتان و خیزان ها

***

حفظ صورت می‌توان کردن به ظاهر در نماز

روی دل را جانب محراب کردن مشکل است

مست نتوان کرد زاهد را به صد جام شراب

این زمین خشک را سیراب کردن مشکل است

می‌توان بر خود گوارا کرد مرگ تلخ را

زندگانی را به خود هموار کردن مشکل است

گفتگوی اهل غفلت قابل تاویل نیست

خواب پای خفته را تعبیر کردن مشکل است

با خیال خشک تا کی سر به یک بالین نهم ؟

دست در آغوش با تصویر کردن مشکل است

نیست از مستی، زنم گر شیشه‌ی خالی به سنگ

جلوه گاه یار را بی یار دیدن مشکل است

 

شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۸ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: شخصی