*** امتحان فارماکولوژی نزدیکه! 2 مرداد. این ترم اصلا نفهمیدیم چطور اومد و رفت. همش 3 ماه بیشتر نبود و ما هم لای کتابها رو وا نکردیم. همه منتظر بودیم اه شب امتحان بشه و ما تازه بریم تو جو درس خوندن. اما هر چی منتظرم و به شبهای امتحان نزدیک می‌شیم خبری از اون درس خوندنها تا دیروقت نیست. خدا آخر و عاقبت این ترم رو بخیر کنه!

 

***   علیرضا یک سیستم رو را انداخته که آخرین مطالب وبلاگها بچه‌های پزشکی رو توش میزنه به اسم  Persian Medlog  که کارش واقعا عالیه. حداقل فایده‌ اش اینه که من تونستم با خیلی دیگه از همکارها تو اینترنت آشنا بشم. اما در این گشت و گذار یک نکته برام جالب بود و اونم که اینه که خیلی از وبلاگهای پزشکی (منظورم اونهایی است که نویسندشون یک پزشکه و نه اینکه در مورد پزشکی باشن)  تبدیل شدن به یک Case Report  روزانه. هر وبلاگی رو میخونم ، اولش ممکنه 5 تا 15 سطر رو در مورد اتفاقات روزانه و یا عقایدشون و یا مطالب دیگه نوشتن و بعد از اون شروع شده که "امروز یک مریض اومد " ، "کشیک دیشب خیلی سخت بود و دوتا مریض بدحال داشتیم" ، "پیرزنه خیلی بدحال بود " و چیزهایی از این قبیل که شروع کننده یک Case Report هستن. حالا بسته به هر فرد فرق میکنن. یک عده فقط به نوشتن اونچه دیدن بسنده میکنن و گروهی هم  شروع میکنن به اینکه آزمایشش چی بود و چی تشخیص دادم و حتی بعضی وقتا پای تشخیص‌های افتراقی رو هم به وسط میارن با هزار تا کلمه قلمبه و سلمبه و اسم داروهای عجیب و غریب!! من نمی‌خوام این کار رو نفی کنم ولی نیمدونم چرا این امر بین وبلاگهای پزشکی ایرانی یک چیز رایج شده و تقریبا 60 درصد اونها شدن گزارش یک مورد Case report! نیمدونم آیا وبلاگها پزشکی خارجی هم همینطور هستن یا نه!! ولی واقعا اگر ما یک هفته از بیمارستان یا بخش و یا هر جای دیگه مرخصی بگیریم بازم تو اون هفته چیزی برای نوشتن داریم. البته که وبلاگ محلی است برای اینکه فرد بتونه خاطرات و یا اتفاقات روزانه و عقاید شخصی شو اونجا بنویسه؛ اما چرا همه ما به ناخودآگاه میریم سراغ اینه که فلان مریض امروز اومد، چه دردی داشت؟!  

 

** از بحث بالا من نمی‌خوام هیچ نتیجه رو بگیرم، فقط میخواستم بگم که ما اینطور شدیم!!!

شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٥ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: