کارآموزی بهداشت بعد از یک هفته مداوم رفتن به مرکزی بهداشتی در فقیرترین محلات شهر طیوه بالاخره تموم شد. نکته جالبش این بود که ما یکشنبه که امتحان داشتیم روز شنبه تا ساعت 12 اونجا بودیم. این مدت واقعا مفید بود. حداقل 10 – 12 تا تزریق واکسن داشتیم و 2-3 تا زن حامله و تا دلتون بخواد بررسی قد و وزن کودکان و زنان.

تو این دوره یک نکته رو رو هم متوجه شدیم که متاسفانه تو این خانه‌های بهداشت، 2 برابر وقتی که صرف بررسی مادر و کودک میشه، برای پر کردن کاغذهای الکی هدر میره. حالا جالبه که موقعی که ما رفتیم برنامه هم کمی تغییر کرده بود و مجبور بودیم برای هر مادر و کودک 2 تا فرم بکنیم!  همشون هم الکی که مثلا کودک مادرشو میشناسه و یا با توپ میتونه بازی کنه و یا اینکه ما باید به مادری که 3 تا بچه رو شیر داده یا بدیم که چطور بچشو صحیح شیر بده! از این اباطیل ... اونم برای یکی دوتا قرص LD یا قطره آهن ( تازه این موقعی جالب میشه که بحث نامحرم بودن آقایون هم به این معرکه اضافه بشه)

///

امتحانات هم تمام شد و نمرات اکثرشون رو هم دادن (البته ما یک پاتولوژی عملی هم داریم که فردا امتحانشه)  و تو خونه نشستیم و در و دیوار رو داریم دید میزنیم!

تا وقتی که امتحان داشتیم میگفتیم کی بشه که دیگه این درسها رو نخونیم و راحت باشیم. اما حالا که همه چیز راحت شده و دو روز نشستیم توی خونه! زندگی شده تکراری

دلم لک زده واسه یک مسافرت توپ! حالا به هر جایی حتی جهنم. اما متاسفانه امسال هم فکر نکنم بتونم جایی برم و این قفس 7 ساله رو بشکنم! البته باکی نیست . سعی میکنم در همین جا که هستم، خوش بگذرونم

 

امیدوارم به شما هم هر جا هستین خوش بگذره

یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸٥ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: