تا حالا نیش خوردین!! از هر جک و جونوری.... من از هیچ چیز به اندازه نیش خوردن بدم نمیاد. از این یک حشره منو بزنه خیلی بدم میاد. البته منظورم پشه نیست! چون بدن من اکثر باند فرود پشه ها است. اما منظورم جک و جونورهایی مثل سوسک و عنکبوت و عقرب است.خوشبختانه منو تا به حال هیچ چیزی به طور جدی نیش زده! البته تا به حال دخل دوتا عقرب و تا دلتون بخواد سوسک رو آوردم اما شکر خدا تا به حال گرفتار نیش عقرب و مار نشدم. اما دو بار منو سوسک کندن که هنوز از خاطرش بدنم میلرزه!

نمیدونم تا به حال این فیلمها حمله زنبورها و حمله مورچه ها و از این قبیل رو دیدین یا نه؟!  تا حالا تو عالم واقعیت با یک حمله گسترده حشرات مواجه شدین یا نه؟! من یک بار تو طیوه با این حمله مواجه شدم! حدود 7 – 8 سال پیش شهر طیوه به یکباره مورد حمله لشکری از سوسکهای سیاه و کوچک (معروف بودن اون زمان به سوسک خرما) قرار گرفت که می‌تونستن تا فاصله یک متری پرواز کنن و بوی بسیار گند و عفنی می‌دادند. تمام شهر از اونها پر شده بود به طوری که همه جا بودن، بخصوص در مکانهایی سایه بود (چون طیوه به شدت داغ بود) مثلا زیر چرخ ماشینها به طوری که موقع ماشین رو حرکت میدادی صدای له شدن ده ها سوسک رو می‌شنیدی! واقعا فاجعه بود. تمام زیر درها و پنجره ها رو با پارچه می پوشوندیم که تو نیان، اما باز میومدن! خوبیش این بود که بوی گندی که داشتن به محض ورود یکشیون، توی هوا پخش میشد و می‌فهمیدی که یک متجاوز تو اتاقت است و اونوقت بود که اسلحه سازمانی سوسک کشی (دمپایی قرمز رنگ) رو ور میداشتی و حمله رو شروع میکردی!

همون موقع بود که همین سوسکها منو دوبار موقع خواب غافلگیر کردن و گزیدن به طوری که جاش تا 2 روز موند!

سوسکها کم کم بعد از 2 ماه رفتن! البته توسط سمپاشی گسترده شهر! آخرش نفهمیدیم چرا اومدن و چرا رفتن!!

 

** یک مورد دیگه هم همین الان یادم اومد که برای پدربزرگم که توی شهر اسطوره‌ها بود، اتفاق افتاد... یک روز وقتی تو خونه‌های قدیمی‌سازشون داشت نماز می‌خونده از روی روشن‌دان (تو خونه‌ها قدیمی یک قسمتی وسط سقف برای تهویه هوای اتاق به عنوان روشن‌دان تعبیه می‌شده است، به خصوص در مناطق گرمسیر ) یک مار میفته روش! اونم بدون حرکت تو رکوع می‌مونه و رکوع رو طولانی میکنه!!  مار خودش از پشت اون حرکت میکنه و آروم میاد پایین و آروم سُر میخوره میره به سمت در و بعد میره تو حیاط و گم میشه!!

 

پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٥ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: