چهارشنبه با یکی از دوستان صمیمی و همقطاران شفیق (حارمحب) رفتیم برای دیدن یکی از فیلمهای جشنواره فجر! البته فیلم دیدن ما از سه شنبه شروع شد. حارمحب به فیلم‌های سینمایی ایرانی علاقه داره و در نتیجه اکثر فیلمهای جشنواره رو که تو طیوه اکران شده رو دیده بود اما من خیلی به ندرت برای دیدن فیلم ایرانی به سینما می‌رم مگر فیلم چی باشه!  خب بگذریم ....

شب چهارشنبه رفتیم برای دیدن فیلم ( اخراجی ها ) ساخته مسعود ده نمکی چون قبلش فیلم تو تهران جنجال کرده بود در نتیجه همه اومده بودن تا فیلم رو ببینن!

حارمحب ساعت 6 رفته بود تو صف بلیت فروشی و با اینکه در اوایل صف بود اما  بلیت ها در ساعت 6:15 تمام شد و بلیت به ما نرسید! البته به علت اینکه خود مسعود نمکی در ساعت 9 جلسه نقد و بررسی داشت خیلی شلوغ بود. فقط جمعیت بود که پشت در سالن موج می‌زد. صف هم فکر کنم یک 10-20 متری امتداد داشت.

حالا یک نکته جالب بود که با اینکه ظرفیت سالن 600 – 700 نفر بود فقط 400-450 بلیت داده بودن و بقیه رو مثل اینکه قبلا پیش فروش کرده یا به سازمان ها داده بود (البته اینطور تو جمعیت می‌گفتن، راست و دروغش پهلوی خودشون)  منم ساعت 6:20 رسیدم و حارمحب هم که ناامید اومده بود از صف بیرون رو پیدا کردم و دوتایی نشسته به تماشا ببینم آخرش چی می‌شه!

 مردم تا ساعت 6:45 آرام پشت در تجمع کرده بودند به این امید که شاید بازم بلیت برسه چون هر 10 دقیقه چراغ گیشه بلیت روشن می‌شد  و 4-5 تا بلیت الکی میدادن! اما از اون ساعت به بعد چون پرده گیشه بلیت رو کشیدن و  اونایی که اومده بودن، دیدن که بلیت گیرشون نمیاد شروع کردن به اعتراض و هل دادن در  سالن، تا اینکه ساعت 7:10 دقیقه دیگه مسئولان سینما در رو روی مردم باز کردن و جمعیت هجوم بردن تو و ریختن تو سالن پخش فیلم.

حالا ما رفتیم تو سالن  میبینیم که تمام صندلیها پره. سریعا از تو راهرو بین صندلی‌ها حرکت کردیم به سمت جلوی سالن و بعد هم وسط راهرو نشستیم رو زمین. منظره جالبی شده بود. همه چهار زانو، دو زانو یا تکیه به دیوار داشتن فیلم رو تماشا می‌کردن!

حالا این وسط یک اتفاق جالبی افتاد و این بود که یک بچه کوچک از مادرش دور افتاد بود. مادرش جلوی سالن بود و باباش ته سالن. چون راهرو ها هم پر بود نمیتونست بره بچه رو بده دست مادره . آخر سر مردم دست به دست هم دادن و بچه رو سر دستاشون وسط سالن سینما به مادرش رسوندن

برای منم یک اتفاقی افتاد که قدر نمره چشم بالام رو دونستم. موقع ورود به علت ازدحام شدید یکی از شیشه های عینکم افتاد رو زمین. منم سریع رفتم و پام رو روش گذاشتم  و گذاشتم یکم جمعیت رد بشه بعد هم خم شدم و شیشه رو برداشتم. شانس من، هیچیش نشده بود (چه عجب!!)!

بعد از فیلم هم تا ساعت 10:45 که جلسه بحث و بررسی به آشوب کشیده شد نشسته بودیم و حرفها و بحثهای مسعود ده نمکی و سعید سهیلی رو گوش می‌کردیم.

شرح جلسه نقد و بررسی رو می‌تونین در لینک های زیر دنبال کنین. چند تا عکس هم ایسنا گذاشته!

برای شرح مختصری از جلسه اینجا رو کلیک کنید

برای گزارش کامل جلسه اینجا رو کلیک کنید.

سری اول عکسها

سری دوم عکسها

جمعه ٢٧ بهمن ۱۳۸٥ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: