شرمنده همه دوستان هستم از این که دیر به دیر آپ میکنم. بهانه این دفعه ام اینکه بالاخره تو طیوه بعد از مدتها یک برف سنگینی بارید.. ما هم که آخر ندید پدیدی پریدیم به برف بازی. 

چشمتون روز بعد نبینه که روز بعدش، یک سرمای سختی خوردم که پشت دست رو داغ کردم که دیگه برف بازی کنم. مداوم مثل شیر آبی که واشرش خرابه از بینی‌م آب روان بود و من هر کاری میکردم تو این خشکسالی این آب هدر نره فایده‌ای نداشت و شر شر روان بود. از روز دوم هم تمام عضلات گرفت و مثل یک چوب خشک شدم.

حالا این خیلی جالبه که هر کس که به من میرسه میگه(با لحن مسخره بخونین) : اه. آقای دکتر شما هم سرماخوردین؟؟!!

منم زورم  میگره و میگم: آقا مگه دکترا انسان نیستن؟ ما هم مثل شما؟!

 

نکته جالب که در بخش پوست فهمیدم که چون بیمارستان ما در یکی از محلات فقیر نشین و افاغنه نشین شهر است (من هم مثل پدرم سنموت پزشک بینوایان هستم!)  اکثر مراجعه کننده ها افغانی هستن و مشکلی که اکثرا ازش وحشت دارن وتیلیگو  (پیسی) است.مداوم پهلوی ما میان و از ما میخوان بهشون بگیم آیا این سفیدی روی صورت دخترشون وتیلیگو است یا نه! مثل اینکه در فرهنگ اونا اگه دختری وتیلیگو یا ریزش مو داشته باشه فاجعه است.! در حالی همشون یک پتریازیس دارن و موردی برای نگرانی‌شون نیست!

 

نکته دیگه این بود که برای اولین بار دست یک از مریض های افغانی سر برگ سازمان پزشکان بدون مرز رو دیدم.  رفتم ازشون اطلاعاتی به دست بیارم که دیم. این سایت هم شاخه آمریکاش ف ی ل ت ر شده! هیچ حرفی در این مورد ندارم

جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۸٥ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: