همچنان در بخش جراحی مشغول خدمت به آحاد ملت هستیم...  قبل از اینکه بیام اینجا همیشه یک ذوق و شوق خاصی برای رفتن به اتاق عمل داشتم. اما الان از بس که رفتم تو دیگه حوصله عوض کردن لباسها رو هم ندارم. تو این یک و نیم ماهی که گذشته هر عملی که سنگین بوده ما آویزان استادا بودیم که ما رو ببرن تو اتاق عمل.. شاید انترنهای بخش اینقدر نرفتن تو که ما رفتیم...  اینم اخر و عاقبتش

***

فیلم Shutter رو دیدم. یک فیلم ترسناک تایلندی محصول 2006 است. به همتون توصیه میکنم ببینیدش. واقعا که ژانر هارولد فقط متعلق به شرق آسیا است و بس

--

بختک هم تو خواب دردسری است ها.. این داداش ما اومد این فیلم بالا رو دید و ظهر که خوابید دیدم داره شروع می کنه به زوزه کشیدن... اونم چه زوزههای وحشتناکی که مو رو به تن ما سر ظهر سیخ کرد. منم که در این گونه موارد تجربه طولانی داشتم از همون تو اتاق شروع کردم با فریاد اسمش رو صدا کردن تا اینکه برسم بالای سرش که اون موقع بیدار شد. بعد گفت خواب دیدم که اینجا دراز کشیدم و خوابیدم و یکی اومد یک پتو انداخت روم . من تو خواب خیال کردم تویی و شروع کردم به بد و بیراه گرفتن که این مسخره بازی ها رو در نیار و بزار بخوابیم. یک هو از گوشه پتو سمت راستم رو دیدم و  دیدم که تو هم چند متر اون طرفتر خوابیدی. بعد با خودم گفتم پس این کیه که پتو رو انداخته بالای سرم کیه!! و بعد شروع به فریاد زدن کردم که دیگه دیدم یک داره اسممو داد میزنه و بعد بیدار شدم و تو رو بالای سر خودم دیدم...

نتیجه اخلاقی اینکه آدم علاوه بر اورژانسهای معمول پزشکی باید کمی از اورژانسهای روانی بدونه که به موقع به کمک افراد بختک زده بره
-

دوست قدیمی ما سینوس کاروتید دوباره برگشته .. اینم آدرس وبلاگ جدیدش. براش آرزوی موفقیت دارم

دوشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: