** این دوهفته که نبودم واقعا هفته های پرکاری رو پشت سر گذاشتم.. بخش اطفال فقط کیس جالب ریخته بود.. این مدت همه چی داشتیم از  منونوکلئوز عفونی تا سیاه سرفه و مننژیت و میلومننگوسل و سرخجه و کاوازاکی و  و و و که همش هم اکثرا رو تختهای من خوابیده بود.. چون تو تقسیم بندی از شانس ما اتاق ایزوله به من افتاد (البته خودم تقسیم بندی کرده بودم.. گفتم معمولا ایزوله مریض نداره که راحت باشم .. دیدم به ما استراحت نیومده) اما از دیروز شیفتمون عوض شد و رفتیم تو درمانگاه که فعلا وضعیت بهتر شده!
** در حین جستجوی اینترنتی به یک سایتی برخوردم که گفتم بد نیست اینجا بزارمش. این سایت Case Study مختلفی در مورد تمام بیماری های داره.. ضمنا کسایی که به اینترنت پر سرعت دسترسی دارن میتونن از گرند راندهای دانشگاه های مختلف آمریکا که روی این سایت قرار داده شده استفاده کنن!
** یکی از استادها قدیمی چند روز پیش نکته جالبی رو اشاره کرد و اونم اینه که " تو این جامعه پزشک غمخوار همه است، اما کسی غمخوار پزشک نیست" دیدم حرفش خیلی درسته!
** خیلی لذت بخشه که ببینی بعد از یک عملیات احیا و ماساژ قلبی (CPR) فرد از مرگ بر میگرده!
** واقعا ادم تو اخلاق پزشکی میمونه!! چند روز پیش یک مورد از کنژکتیویت گنوککی (التهاب چشم بر اثر سوزاک مادر در نوزاد) داشتیم که کشت ترشحات مادر هم مثبت بود.. بحث شدیدی در گرفت که بالاخره ایا باید به مادر و شوهرش این رو گفت یا هر دو تاشون رو بدون سر و صدا درمان کرد... با اینکه اگه می گفتیم ممکن بود یک زندگی از بین بره اما از طرفی باید حقیقت رو با بیمار در میان گذاشت و بحث های دیگر.. نتیجش این شد که تصمیم گیری رو به عهده اتند محترم بزاریم که بالاخره نفهمیدیم چی شد؟ گفت بهش یا نگفت ..( اما فکر کنم گفت)
جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٧ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()