**  این دو هفته هوار تا کار ریخته بود سرم.. از اول هفته که جلسه تصویب عنوان پایان نامه رو داشتم. جلسه که بود اولش استاد راهنمام یکم دیر رسید در نتیجه من تنها رفتم تو! شروع کردم به بیان علت تصویب پایان نامه که اعضای جلسه منو امون ندادن و شروع کردن منو زیر مسلسل اشکالات گرفتن! منم فقط تونستم 2 دقیقه مقاومت کنم و مجبور شدم عقب بکشم و ساکت بمونم! داشت کم کم به این نتیجه می رسیدن که اصلا تز رو کنسل کنن که یک هو استاد راهنمام اومد تو و شروع کرد و یک دفاع جانانه ای از من کرد که اونا رو تا سر حدات مرزی خودشون عقب نشینی کرد و با لاخره قرار شد یک تغییراتی تو عنوان تز بدم و و دوباره از نو پروپوزال نویسی و از روز از نو و روزی از نو!

** بخش ENT  تمام شد و البته که امتحان تشریحیش حسابی ... رو درآورد! اما خوب بعد از اطفال خوش گذشت! فعلا پنج روزه که وارد اعصاب شدیم

**  واقعا امروز مزه یک آموزش بالینی خوب رفت زیر زبونم! به خاطر اینکه استاد یک مریض رو از مطبش فرستاده بود درمانگاه و 5/1 ساعت به طور کامل معاینات عصبی رو روی مریض با تمام جزئیات توضیح داد. البته بیمار کاملا توجیه شده بود و پذیرشش هم رایگان بود.. در این بینش هم چند بیمار اومدن و اکثر علائم بیماری های عصبی از جمله نیستاگموس و کلونوس و.. رو دیدم!  حسابی نظرم نسبت به اعصاب عوض شد

** نکته که تو درمانگاه های اعصاب برام جالب و نظرم رو نسبت به بیماری ها عوض کرد این بود که اولا برخلاف نظرم دیدم که MS به خوبی کنترل میشه و از طرفی HTLV1 هم برخلاف نظرم بیماری خطرناکیه!

جمعه ۱۸ امرداد ۱۳۸٧ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: بیمارستان