در ژانویه 1933، هیتلر صدراعظم آلمان شد. هلدروف ، به سمت رئیس پلیس برلین کارل ارنست به سمت فرمانده کلیه " سربازان استورم " گماشته شد.

در پانزدهم فوریه او یکی دیگر از پیبشگویی‌های معروفش را در ویلایش انجام داد. در آن جلسه، ناگهان چهره هانسون در هم رفت و به نقطه‌ای خیره شد، آنگاه با لحنی یکنواخت گفت: ساختمانی بزرگ ... در شهر ما ... که دارد می‌سوزد ... ارتفاع شعله‌ها هر لحظه بیشتر می‌شود ... دود زیاد است ...یک ققنوس سحرآمیز ... از میان شعله‌ها سر برمی‌آورد ...و امکانات و آرزوها را از میان خاکسترها به ارمغان می‌آورد...

نکته حیرت انگیز این است که در 27 فوریه همان سال " رایشتاگ " ، مجلس آلمان ‌ ، ناگهان و به طور مرموزی آتش گرفت و هیتلر آتش زدن آن را به  " تروریست‌های کمونیست " نسبت داد . ( کما اینکه اسناد تاریخی نشان‌دهنده این است که خود نازی‌ها این آتش سوزی را بر پا کردند ) . و هیتلر قانونی را از مجلس گذراند که وی هرکس را مشکوک تشخیص می‌داد میتوانست بازداشت کند. و به این ترتیب بسیاری از مخالفانش را قلع و قمع کرد.

خب از بحث اصلی خارج شدیم!!  در این بین هانسون با وجود هوش سرشارش ، بی‌احتیاطی بزرگی کرد. برای او که در آن اواخر ، به واسطه اسرار زیادی که از زندگی سران رژیم می‌دانست ، حتی از آنها حق‌السکوت می‌گرفت ، دیگر جایی در آلمان نداشت. دوستانش هرچه به او گفتند از آلمان خارج شو، اما او توجهی نکرد.

در 24 مارس ، وقتی که هانسون رستوران " گرونر تسوایگ "  را ترک کرد ، دو مرد جلوی او را گرفتند و بعد از رد و بدل شدن چند کلمه بین آنها، هانسون در میان آنها قرار گرفت و در خیابان به حرکت در آمد و این آخرین باری بود که پیشگو زنده‌ دیده شد.

ظهر فردای ان روز ، منشی مخصوص هانسون ، خبر گمشدن او را به پلیس داد. 13 روز بعد ، لباس غرقه به خون مردی در کنار جنگل باروت در چند مایلی برلین پیدا شد. پلیس اظهار کرد لباس متعلق به اریک یان هانسون است و تحقیقات در این مورد با جدیت دنبال می‌شود.

اما تا 32 سال بعد هیچ اطلاعی از هانسون به دست نیامد و پرونده توسط پلیس بسته شد. اما در ژانویه 1966 ، نامه‌ای بدون اسم و امضا به اداره پلیس برلین غربی رسید. در این نامه ذکر شده بود که قتل اریک یان هانسون توسط سروان " کارل بکر "  به دستور ارنست و یا هلدروف انجام گرفته است. از محتوای نامه بر می‌آمد که آلت قتل گلوله بوده. هانسون را سوار اتومبیلی کرده و در همان جا کشته بودند. اما پلیس دیگر به سروان بکر دسترسی نداشت و نتوانست پرونده را تعقیب کند و به این ترتیب ، مرگ هانسون، مثل زندگی او در پرده‌ای از ابهام باقی ماند.

 

پایان سرگذشت هانسون ... اما پیشگویان همچنان ادامه دارد.....

 

یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۳ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: