اولش فکر نمی‌کردم

که دلم رو برده باشه

یا دلم  ، گول چشای روشنش رو خورده باشه

اما نه!! گذشت و دیدم

دل من دیوونه تر شد

به تو گفتم و دلت

از قصه من با خبر شد

 

آخ که چه لذتی داره

ناز چشماتو کشیدن

رفتن یک راه دشوار

واسه هرگز نرسیدن

 

میدونم دوسم نداری

مثل روزای گذشته

من خودم خوندم تو چشمات

یک کسی اینو نوشته

 

چهارشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸۳ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط دکتر سینوحه نظرات ()
تگ ها: