سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اول از همه شما عزیزان به خاطر پیامهای محبت انگیزتون تشکر میکنم. ضمنا پاسخ معما هم شهر سوخته بود. بعدا در مورد این شهر 5 هزار ساله به طور مفصل خواهم نوشت.

 

اما بحث امروز ما در مورد روح و اشباح و مسائل ماوراء الطبیعه در فرهنگ ایرانی است. در فرهنگ ایرانی مردم از دیرباز مردم اعتقاد به مسائل ماوراء الطبیعه داشته ودارند. البته از نوع خفیف. مثلا در شاهنامه ما به نام موجوداتی چون اکوان دیو و دیو سفید و.. بر میخوریم و همچنین انواع جادو ها از قبیل آتش زدن پر و ... . و همچنین حفاریهای که در مناطق باستانی از قبلا شهرسوخته ، جیرفت ، همدان و مناطق دیگر باستانی کشور انجام شده نشان داده مردم ایرانی همراه مردگان خود ظروف گلی و یا جواهرات را دفن می‌کنند و به تن آنها لباسهای نفیس می‌پوشاندند که این نشان‌دهنده این است که ایرانیان از دیرباز به مسائل متافیزیکی اعتقاد داشته اند. ( نمیدونم تو کتیبه ها در مورد این چیزی نوشته شده است یا نه ؟ این دیگه تو تخصص دکتر لئوی عزیز است ! ) 

 

اما در اعصار بعد این اعتقاد به تدریج قوت گرفت و در زندگی مردم بیشتر نمود پیدا کرد. حتی هم اکنون هم اعتقاد به شانس و دیگر مسائل سرچشمه از این مطلب است. البته این امر در ایران بعد از اسلام به شدت اروپا گسترش نیافت. شاید این به این دلیل بود که دین اسلام مسئله روح و جن را برای مردم حل کرده بود در حالی که این امر در فرهنگ اروپا هنوز به صورت یک راز باقی مانده بود. به همین دلیل است که کلیساهای قدیمی همواره محلی برای ترس و اختفای اجنه!!! است . اما مساجد قدیمی به علت معماری خاص  و فضای معنوی همواره مورد توجه مردم بوده است . در ایران همه گزارشات رویت اجنه به ندرت وجود دارد. جز قضیه چالدران ( در پست های قبلی در این مورد نوشته بودم ) و چند مورد محدود دیگر دیگر گزارشی از رویت روح و اشباح نداریم. البته در هر شهر و منطقه‌ای قبرستانهایی داریم که مورد ترس و وحشت مردم بوده است. مثلا در همین سفری که به سیستان داشتم از زبان یکی از افراد محلی اونجا شنیدم که در قدیم در اطرف شهرستان زابل قبرستان قدیمی بوده است که اسبها با رسیدن به آنجا بی‌دلیل توقف نموده و از درون قبرستان عبور نمی‌کردند. ( این رفتار حیوانات که بر اثر وجود اجنه و ارواح ناآرام است در اروپا هم گزارش شده  است. بعدا به تفصیل در این مورد می‌نویسم ).  شنیده‌اید مردم قدیمی می‌گفتند شبها در قبرستان هرکس بخوابد صبح می‌میرد. و همچنین شبها قبرستان ترسناک می‌شود. علت این امر را می‌توان به گاز متان متصاعد شده از اجساد نسبت داد که باعث می‌شود کهاکسیژن هوای قبرستان کم شده و در نتیجه به فرد توهم دست بدهد ...   ادامه  دارد

 

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
mr_esmaily

سال نو مبارک.ايول دمت گرم.

بهنام

برای همين می گويم : بايد کاری گروهی شود ... و من از جنبه ی خود و فرضا يک زمين شناس از نظر تخصص خود و يم پزشک و يا يک شيميست و... نظرهای تخصصی خود را بدهند : تا چنين مباحثی ثمری هم داشته باشد و صرفا حرف های هيجان انگيز بعد از شلوغی يک ميهمانی نباشند ... سرت را درد آوردم : می بخشی .... شاد و سربلند و سرافراز باشی

بهنام

اميدوارم کتاب « انسان روح است نه جسد » را حتما خوانده باشی ... و اينکه چگونه مرکزی پژوهشی و کاملا با معيار ها و ضوابط علمی به پژوهش در اين مورد پرداخته اند ... از بدترين چيز ها در فرهنگ ما اين است که اگر کسی را هم پيدا کردی با هزار مرارت و آزمايش که دريافتی کمی واقعا مهارت دارد ( و ببخشيد فقط سياه بازی نيست و يا زر مفت ) چيزی هم به انسان بگويد : اول هزار جور بايد سوگند بخوری که نبايد افشا کنی و ... شايد يکی از دلايل عقب ماندن ناگهانی ايران در زمينه ی علم هم از همين قسم بود : قاضی شده و باب و ناباب را از ديدگاه محدود انسانی خويش تفکيک کرده و توصيه به شاگردان که مبادا اينها به دست ناباب بيفتد ... اگر سری به کتاب های قديمی بزنی ( فرضا کتاب های علمی ابوعلی سينا و يا رازی و ... ) می بينی ای بابا فرضا در چه سالی چنين دانشی در ايران بوده : مثلا الکتروليز و نشاندن فلزی بر روی فلزی ديگر و ..و..و.. ) اما متاسفانه در هر سطرشان ، خطوطی و کلماتی را به رمز نگاشته اند ...

بهنام

که مدتی که علاقه مند بودم : پدرم در آمد تا مقداری از اين خطوط غريبه را پيدا کردم ... اما بعد که ديدم برای ديدن يک کتاب خطی ( چون پارتی و توصيه کننده ای ندارم ) انگار بايد چنان منت بکشم که جناب خرچسونه ی رئيش فلان بخش کتابخانه : لطف والای شان شامل حالم بشود و اجازه ی ساعتی ديدن فقط فلان کتاب را بدهند : روی همه شان بالا آوردم و ول کردم ...

بهنام

سلام و ممنون دکتر عزيز ۲ . چرا با کلیک روی اين کامنت گیر شما : هميشه يک صفحه هم می پرد و باز می شود ( فقط اينجاست ها ... از کامپيوتر بنده ايراد نيست ) ۳ . و اما در مورد متنت : چرا فکر نکنيم مجموعه ی متنوعی از عوامل در اينکار دخيلند ... و فقط به دنبال قطعی کردن دلايلی برای ذهن مان و حل شده فرض کردن شان باشيم ؟ ... از عوامل علمی و تا مافوق طبيعی و تا فرهنگی و جامعه شناسی و ..و..و.. همه در اين داستان ها و کمی هم اعتقادات در مورد روح و اشباح و ... در فرهنگ ايرانی ( و البته حتی در ساير ملل ) دخيلند ...و خب بازگشايی از چنين رازهايی : کاری گروهی و جدی می خواهد ...

Dr.A.S......LEO

درود! ممنون از اينهمه لطفی که به من داری! اول اينکه جايزه من چی ميشه که جواب سوالو دادم! دوم اينکه ما فعلا زديم تو کار موسيقی!!! در مورد جن که من معتقدم هست ولی نه ميبينيمش نه کاری به ما دارن! تجربياتی هم که ذکر ميشه توهمه! قبرستون هم يه دليلش همين متانه و هم اينکه اصولا آدم تو جای تاريک که تنها بمونه ترس ورش ميداره! راجع به کتيبه هم يه چيزايی خوندم ولی چون الان چيز دقيقی يادم نيست ترجيح ميدم سوتی ندم!