Return

 

دوباره برگشتم تا بنویسم....

این 2 هفته ای رو که ننوشتم. هفته اول علتش این بود که زمان آپدیت وبلاگ من یک هفته ای است!! هفته دوم هم دلیلش اینه که یک هو به کله‌ام زد که شخله کنم به سمت طیوه و یک آب و هوایی تازه کنم! دیدن دوباره سنموت و کی‌پا (بابا و مامانم دیگه!! )در طیوه بعد از 9 ماه!! خیلی روحیه بخش بود! واقعا تو این فصل سرما می‌چسبه بری اونجا چون تو این مدت ظهرها حداقل دما 10 درجه بود! نسبتا معتدل اما امان از شبهای طیوه که تا 10 درجه زیر صفر هم می‌رسید و من هم در حالی که دماغم قندیل بسته بود کنار بخاری نشسته بودم!

ضمنا تو اینم مدت در طیوه هم نتونستم آپ کنم! چون اولا که سرعت اینترنت اونجا از افتضاح یک چیزی فراتر بود!! دوما که چون اگه یادتون باشه منو یک دفعه هک کردن لذا پسوردها رو همیشه یک جای مطمئن نگه میدارم و در نتیجه پسوردهای ورودیم رو هم نداشت! دلایل برای تبرئه کردن من کافی بود!!!

ضمنا از همه دوستان عزیز که به من سر زدن و ابراز لطف کردن متشکرم و ممنونم و سر فرصت به همشون سر میزنم ( شرمنده اخلاق ورزشیتون )

ضمنا در این مدت وبلاگ طبیب مشهد و "دریچه میترال " منو حسابی چوب‌کاری کردن که همینجا ازشون تشکر میکنم. 

***

واقعاً چقدر وقتی به آدم خوش میگذره زمان زود می‌گذره! به یک سرعتی یک هفته از جلوی چشمت رد میشه که نگو و نپرس! اما امان از زمان امتحانات که به نظر یک قرن طول میکشه! (تو هر پستم باید گریزی به امتحانات هم باشه! )

**

در هفته های گذشته سری به بخشها روان و ENT زدیم برای سمیولوژی! یک نکته خیلی جالب بود که دکترها میومدن میخواستن ظرف 2 ساعت بحر رو در کوزه بریزن، و اکثر مطالب سمیولوژی رو بگن! تکیه کلامشون هم این بود که بله! من نمی‌خوام این مطلب رو بشکافم اما حالا که می‌پرسین مجبورم وارد جزئیاتش بشم! و بعد که وارد جزئیات میشن هرچی گوش میدی کمتر میفهمی!

اما بخش روان هم جای جالبیه!  دقیقا یک جبهه گیری است! یک طرف ما هستیم یک فکر میکنیم مرض‌ها دیوانه‌اند و یک طرف هم مریض‌هام هستند که خیال میکنن ما ها دیوانه‌ایم! به نظرتون کدوم طرف حق دارن؟ 

 

/ 29 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهناز

سلام دکتر از اين که به ديدن وبلاگم اومدی ممنون شرمنده ام کردی چه سفر خوبی به طيوه داشتی کاش منم ميتونستم باهات بيام. در ضمن فکر ميکنم اگه سوسک مقدس رو از کاپتاه می گرفتی مشکل سرعت اينترنتت هم حل مي شد. بازم ممنون

.·´¯`·«( SORENA )»·´¯`·.

سلام ريترن به خير من هم بعد از يک وقفه نسبتا ططولانی مجددا به شما سر زدم اولا اين شخله يعنی چی دوما طيوه کجا بيده ببخشيد فضولی ام گل کرده. آخه چيزی رو که آدم نميدونه بايد بپرسه والله در مورد سوال آخرتون خوب که بخوايم فکر کينم به نظر من ما يه خورده مشکل داريم و اونا کامالا عاقل هستند ما دقيقا همين سوال رو در مورد بچه های مدرسه مامانم که عقب ماندههای ذهنی هستن داريم. خدا شاهده يه وقتا يه حرکات و رفتارهايی ازشون ميب

پدر(نم‌نم)

اين سوال تو بخش روان هميشه به فکر من هم می‌رسيد...راستی طيوه شما کجاست؟

مجيد

اولين آپ وبلاگ 100 درد 2 http://saddard2.persianblog.ir

شيوا

معرفی دکتر قلابی ومدعی انرژی درمانی

سبا با سين دو چشم

حافظه ی کوه حافظه ی رودخانه حافظه ی تقويم حافظه ی يک فنجان گرد قهوه حافظه ی همه چيز فعال شده است و من به اعتماد اين حافظه اسفند را بو می کشم اواسط اسفند ...ماه بو گرفته است واسه امتحان علوم پايه ما دعا کنين . شما که راحت شدين از اين بوهای وحشتناک

حامد

تا زنده ايم رزمنده ايم!

دختر مرده

به به ميبينم که به تو هم خوش گذشته! منم یه مدت نبودم..رفتم به ارامش برسم !!!! ولی ظاهرا بی فايده بوده!!! حالا چکار کنم؟!!! جمله اخرت راجع به مريض های بخش روان جالب بود !!!!!!!!