دانیل داگلاس هوم، غولی در میان کوتوله‌ها (2)

توضیح سینوحه: شرمنده از تاخیرم. شدیدا درگیر درسها هستم. اما سعی میکنم حداقل هر 2 هفته یکبار این وبلاگ رو آپ کنم!! خب اینم دنباله ماجرای دانیل داگلاس هوم...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

بعد از اینکه دانیل داگلاس هوم به لندن رسید، دوباره جلسات احضار ارواح را از سر گرفت! اما شهرت واقعی برای او زمانی حاصل شد که در میان شرکت‌کنندگان جلسات احضار ارواح وی، رابرات و الیزابت براونینگ، شعرای مشهور انگلیسی، حضور پیدا کردند. در طی یکی از جلسات ارواح یکی از ارواح دسته‌ گلی را بلند کرد و بالای سر الیزابت گذاشت.  البته باید گفت الیزابت شدیدا به این ماجرا اعتقاد پیدا کرده بود! اما نقطه مقابل وی شوهرش بود که مخالف سرسخت هوم بود و به همین دلیل الیزابت بعد از مدتی به تنهایی در جلسات حضور پیدا می‌کرد.

به تدریج شعرای معروفتری در جلسات احضار ارواح او حضور پیدا کردند نظیر ویلیام ثاکری، ایوات تورگینف، دانته گابریل روزتی. اما اوج شهرت وی زمانی بود که در سال 1875 ناپلئون سوم و همسرش ایوژنی در مراسم وی حضور پیدا کردند. از جزئیات این جلسات چیز زیادی به بیرون درز پیدا نکرد، فقط گفته شده است که در یکی از این جلسات هوم دستی را ظاهر کرد که یک انگشت نداشت و ایوژنی آن را به عنوان دست پدر خود شناسایی کرد!! در این زمان هوم مورد اعتماد کامل خاندان سلطنتی بود. اما بعد از یک سال مجبور شد فرانسه را ترک کند. شایعات زیادی در باره این سفر وجود دارد، اما می‌گویند که دادگاهی در فرانسه حکم جلب وی را به جرم شیادی صادر کرده بود.

بعد از فرانسه او به روسیه رفت و کارهایش به زودی مورد توجه تزار الکساندر دوم واقع شد. او با دختری از اشراف‌زادان روسی به نام الکساندرینا در کردل آشنا شد و کار آنها به ازدواج کشید. این ازدواج احتیاج به اجازه رسمی سلطنتی داشت که تزار آن را صادر کرد! در جمع مهمانان عروس الکساندر دوما ( نویسنده کتاب سه تفنگدار) و کنت الکسی تولستوی (برادرزاده تولستوی نویسنده) حضور داشتند. البته این وصلت آینده خوبی نداشت و یک سال بعد مادام هوم سل گرفت و درگذشت. با مرگ او هوم دچار مشکلات مالی زیادی شد و بیماریش شدت گرفت.

او دوباره به لندن برگشت و این بار با بیوه ثروتمندی به نام خانم لیون آشنا شد. او توانست روح شوهر او را احضار کند و به خانم لیون از طریق او القاء کند که باید به هوم کمک مالی کند. خانم لیون نیز به او کمک‌هایی می‌کرد. اما به تدریج روح مرحوم لیون بیشتر اصرار می‌ورزید تا اینکه در نهایت میزان این کمکها به 60 هزار پوند افزایش یافت! در اینجا بود که داد خانم لیون به هوا رفت و به دادگاه به اتهام کلاهبرداری از هوم شکایت کرد. دادگاه هم بعد از کشمکش‌‌های زیاد به نفع خانم لیون  رای داد.

البته هوم بعد از این ماجرا از پا ننشست و دوباره جلسات خود را از سر گرفت. اما این دفعه معروفترین سیاستمداران انگلستان بودند که در جلسات او حاضر می‌شدند. او در طی این جلسات به شهادت حاضران، عجیب‌ترین و غیرعادی ترین حر کات خود را به نمایش گذارد. او از زمین پرواز می‌کرد، قدش را دراز می‌نمود و فلز گداخته را در دست‌های خود می‌گرفت و از همه عجیب‌تر این بود که او یک بار از اتاقی خارج شد و  چند دقیقه بعد در پشت پنجره اتاق در هوا شناور بود! البته اتاق و پنجره در طبقه سوم ساختمان بود و 25 متر از زمین فاصله داشت.

کارهای هوم در پرده‌ای از ابهام پنهان شده است! گروهی او را متخصص نابغه احضار ارواح می‌دانند و عده‌ای نیز او را متقلبی زیرک. جلسات او به هیچ کدام از جلسات واسطه‌های دیگر شبیه نبود، آخر او عادت داشت که آنچه را که ظاهر می‌کند، پیشاپیش اعلام کند و این امر شک بسیاری از کارشناسان را بر می‌انگیخت اما آنها نتوانستند تقلبی را در کارهای او ثابت کنند.

چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی او را (( گردن کلفتی رسوا )) نامید. هاری هودینی، شعده‌باز معروف او را ((سیاه‌کاری ملعون )) لقب داد اما در طی دو دهه احضار ارواح حتی یک‌ نفر هم نتوانست اثبات کند که او در کارش تقلب می‌کند

هوم در 43 سالگی بر اثر ابتلا به مرض سل پیشرفته درگذشت. شهرت هوم و خواهران فاکس در دنیای احضار ارواح و نزد کسانی که به کارهای آنها اعتقاد دارند هنوز پا برجاست!

 

خب مطلبم در مورد دانیل داگلاس هوم تمام نشد! هنوز یک قسمت جالب دیگه  مونده که منتظرش باشید ...

 

/ 16 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جلال

سلام دکتر جان - من درباره این موضوع قبلا" نظرم را دادم تنها خواهش من این است که جواب ایمیل مرا سریع بده .. اخه برای شما ایمیل فرستادم .

جلال

دوست نازنین = از بابت جواب ایمیل شما بسیار ممنون وسپاسگزارم . خدا را شکر که جواب شما مثبت بود .. من نمیتوانم نمکدان را بشکنم ... چون حقیقتا" مطلب متعلق به وبلاگ شما بوده و هست و من حتا یک الف هم به ان اضافه نکردم - ان مطالب هدیه شما به وبلاگ خودتان است . دکتر عزیز : شما از شغل من باخبری .. از فردا به دوستان میگویم تا اگر ان کتابهایی را که نام بردید مشاهده کردن برایم تعیه کنند و مطمئن باش اگر بدستم برسد از طریق پست برایت ارسال خواهم کرد . باز هم ممنون -- فردا مطلب کامل از ماجرای کشف مومیایی توت عنخ امون توسطه کارتر را در وبلاگ قرار خواهم داد .. هر چند مطلب بسیار بلندی است.. اما فکر کنم نظر شما را جلب کند . درباره ان عکس که گفتید متعلق به تونلها نیست .. باید بگویم درست گفتید و در همان کتاب یاد شده ماجرایش را خواندم .. ان عکس به اضافه تعداد دیگری از تونل توسط بیننده ای برایم ارسال شده بود وچون عکس قشنگی بود انرا انتخاب کردم ..

جلال

راستی دکتر در این سایت میتوانی کتابها را که به زبان انگلیسی است ورق به ورق بخوانی .. به عنوان مثال این مطلب از پیشگوئیها و حکایت نوسترادموس است .. با سرچ کتاب مورد نظر را پیدا کن و بعد انرا ورق به ورق بخوان ... البته تمام کتابها و بخصوص کتابهای روز را شامل نمی شود.. اما واقعا" گنجی میباشد .. این ادرسش http://books.google.com/books?vid=ISBN048641468X&id=s-MgpQKx1MEC&pg=PA714&lpg=PA714&dq=Nostradamu&sig=TK5eITLoRLzT-jy-zcWC1pEpWY8

fereshteh

dastane jalebi bood mikhastam bedoonam ke vagheiyat dare

فرهاد

سلام دکتر جان....چطوری عزيز؟ اقا قشنگ بود و جالب .....بازم بنويس از اينها......خيلی جالبه.....موفق باشی.....من هم بروزم....منتظرت هستم اقا دکتر.....شاد باشی.....

Panda

خيلی جالب بود دکتر... تا حالا راجب اين جور آدم ها چيزی نمی دونستم...!!! پاندا هم آپديت شد...!!!

فرشته

جوابم را نداديد اقای دکتر؟ واقعيت داره؟؟؟

دکتر سینوحه

به فرشته: به تمام حوادث و سرگذشتهايی که در اين وبلاگ نوشته ميشوند واقعی اند و همچنين مستند

آمد

وقتی فريب آدما اول فريب خودمه.....تمام زخمی که زدم آخر نصيب خودمه