..

تو این 2 ماه اخیر 2 بار رفتیم سر کد 99 . خیلی جالبه که مریضی رو که صبح ساعت 6 تو CCU سالم نشسته بود و daily note رو هم ما استاژرها ازش گرفتیم و حتی راند آموزشی هم با یکی از استادها سرش داشتیم و کاملا هوشیار بود و به سوالات ما جواب میداد ساعت 7:30 براش کد 99 بزنن و بعدشم نشه براش کاری کرد....

اما کد 99 اولی که رفتیم خیلی جالب بود برام. وقتی کد 99 اعلام کردن بدو بدو از پله های بخش داخلی رفتیم بالا و وقتی از کنار اتاق انترن کشیشک رد شدیم چشمامون گرد شده بود. دیدم انترن بخش قلب با خیال راحت وایستاده و شیر با کیک میخوره. وقتی هم بهش گفتم مگه کد 99 نزدن؟! مریض کجاست؟ با دهان پر از کیک ابتدا یک سری حرفهایی زد که نفهمیدیم و بعد یک اتاق رو نشون داد و ما هم در حالی که از بیخیالی انترن شاکی بودیم بدو بدو رفتیم تو اتاق و اونجا تازه دوزاریم افتاد که به مریض چون یک سرطان مهاجم با درگیری ریه داشته از اون موردهایی بود که لازم نبود براش عملیات احیا رو انجام بدن! اونجا فهمیدم انترن همیشه 10 قدم جلوتر از استاژره!

/ 39 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجید

خودت رو ناراحت نکن دکتر ....... انترنتون خواسته اتانازی پاسیو رو خودش اجرا کنه !!!!!

ميم

همیشه انترنها جلوتر نیستن

سجاد چگينی

سلام دکتر چه طوری خوبی؟ديدی خودتو نا راحت کردی الکی پيش مياد تو يه شيرو کيک ميزدی اون بيچاره هم از گلوش ميرفت پايييندر مجموع احساس وظيفتو عشقهراستی من اپم بيای ممنون ميشم يا علی

هيچ کس

نمی دونم چرا اما شير و کيک خوردن بالا سر مورده هم حس خاصيه... برای اولين بار دلم خواست دکتر بشم!

طناز

سلام اينجا چقدر تغيير کرده! حالا خودمونيم هم پزشکی هم عالمی داره! گاهی دلم ميخواد سر به تن هيچکدومتون نباشه و گاهی هم دعاگو! زندگی جذابيه نه؟ باشه نزن شوخی کردم!

نسرين

تمام دکتر ها مانند شما تنبل تشريف دارند؟ آپيديم.

آرش و فربد

salam سلام وبلاگ جالبی داری اگه می شه یک سر به وبسایت من بزن نظر یادت نره منون می شم بای